بررسی اثربخشی آموزش حساس به فرهنگ و برنامه درسی چندفرهنگی بر توسعه شایستگی بین فرهنگی و تعلق پذیری دانش آموزان متنوع

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_798

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: بسیاری از برنامه های درسی موجود، ماهیتی یکسان و مبتنی بر فرهنگ غالب دارند که منجر به بیگانگی تحصیلی، کاهش تعاملات بین فرهنگی و تضعیف حس تعلق پذیری در دانش آموزان با پیشینه های فرهنگی متفاوت می شود. این پژوهش با هدف بررسی کیفی اثربخشی آموزش حساس به فرهنگ و برنامه درسی چندفرهنگی بر توسعه شایستگی بین فرهنگی و تعلق پذیری دانش آموزان متنوع در منطقه اردل (استان چهارمحال و بختیاری) انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پژوهش اقدام پژوهی مشارکتی در یکی از مدارس متوسطه اول منطقه اردل اجرا گردید. شرکت کنندگان شامل ۳۰ دانش آموز با پیشینه های فرهنگی مختلف (لر، فارس، قشقایی) و ۵ معلم بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. مداخله آموزشی طی یک نیم تحصیلی (۴ ماه) شامل طراحی و اجرای محتوای درسی چندفرهنگی، برگزاری جلسات منظم هم اندیشی با معلمان درباره اصول آموزش حساس به فرهنگ، و بازطراحی فعالیت های کلاسی مبتنی بر همکاری بین فرهنگی بود. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شد: ۱) «تغییر از دوری به استقبال در تعاملات بین فرهنگی» (شامل کاهش ترس از قضاوت، افزایش کنجکاوی فرهنگی، و تمایل به یادگیری زبان ها و آیین های دیگر)، ۲) «احساس دیده شدن و ارزشمندی» (شامل بازنمایی نمادهای فرهنگی خود در محیط مدرسه، کاهش اضطراب هویتی، و افزایش مشارکت در کلاس)، ۳) «کاهش سوءتفاهم های فرهنگی از طریق خلق دانش مشترک» (شامل شکل گیری واژگان مشترک فرهنگی، عادی سازی پرسش درباره تفاوت ها، و کاهش کلیشه های منفی)، ۴) «تغییر نقش معلم از انتقال دهنده به تسهیل گر بین فرهنگی» (شامل استفاده از روایت های شخصی دانش آموزان، مدیریت فعال تعارضات فرهنگی، و تشویق گفتگوی محترمانه)، و ۵) «پایداری نسبی تغییرات رفتاری در موقعیت های غیررسمی» (مانند زنگ تفریح و فعالیت های گروهی خارج از کلاس). همچنین، دانش آموزان گروه مداخله در پایان پژوهش احساس می کردند که مدرسه «جای آنان» شده است، در حالی که گروه مقایسه همچنان از «نامرئی بودن» فرهنگ خود سخن می گفتند. نتیجه گیری: آموزش حساس به فرهنگ و برنامه درسی چندفرهنگی، در صورتی که توام با تغییر در سبک تعامل معلم و بازطراحی ساختار کلاس باشد، می تواند به طور موثری شایستگی بین فرهنگی و تعلق پذیری دانش آموزان متنوع را تقویت کند. مهم ترین عامل موفقیت، نه صرفا افزودن محتوای چندفرهنگی، بلکه ایجاد «فضای امن روانشناختی» برای گفتگو و اشتباه کردن در تعاملات بین فرهنگی و کاهش «هزینه روانی پنهان» تطابق با فرهنگ غالب بود. پیشنهاد می شود نظام های آموزشی، پیش از هرگونه تغییر در کتاب های درسی، بر آموزش معلمان در زمینه اصول حساسیت فرهنگی و توانمندسازی آنان برای مدیریت فعال تعارضات و روایت های کلاسی متمرکز شوند. پژوهش های آتی می توانند به بررسی موانع نهادی و فرهنگی اجرای چنین برنامه هایی در مقیاس گسترده تر بپردازند.

نویسندگان

الهه خلیلی فرد

کارشناسی ارشد مهندسی متالوژی و مواد، دبیر، اردل، چهارمحال و بختیاری.

فاطمه صالحی اردلی

کارشناسی معارف اسلامی، معلم/ معاون اجرایی هنرستان، اردل، چهارمحال و بختیاری.

لیلا صالحی اردلی

کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، معلم ابتدایی، اردل، چهارمحال و بختیاری

حمزه رئیسی اردلی

کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، آموزگار، اردل، چهارمحال و بختیاری