بازاندیشی در مبانی نظری آموزش کارآفرینی در مقطع ابتدایی: بسترها، مولفه ها و دلالت های مدیریتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_2565

تاریخ نمایه سازی: 23 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مقدمه و هدف: آموزش کارآفرینی در دوره ابتدایی در سال های اخیر از حاشیه به متن برنامه های درسی کشورهای پیشرو راه یافته است. با این حال، در نظام آموزشی ایران، این حوزه هنوز با نوعی «فقر نظری» و «اکتفا به فعالیت های موردی» مواجه است. بسیاری از برنامه های اجرا شده (مانند بازارچه های کسب وکار دانش آموزی) بدون پشتوانه نظری روشن، بیشتر جنبه تفریحی یا مناسکی پیدا کرده اند. هدف این پژوهش، بازاندیشی در مبانی نظری آموزش کارآفرینی در مقطع ابتدایی و استخراج بسترها، مولفه ها و دلالت های مدیریتی آن است. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش کتابخانه ای از نوع توصیفی-تحلیلی انجام شد. یافته ها: بازاندیشی در مبانی نظری نشان داد که آموزش کارآفرینی در دوره ابتدایی مبتنی بر سه خانواده نظری است: (۱) نظریه های یادگیری سازنده گرا و تجربی (پیاژه، ویگوتسکی، کلب) که تاکید بر «یادگیری از طریق عمل» دارند، (۲) نظریه های اقتصادی-آموزشی (اقتصاد خرد کلاسی، کارآفرینی اجتماعی) که بر «تجربه عینی مفاهیم اقتصادی» تاکید می کنند، و (۳) نظریه های روان شناختی رشد (اریکسون، بندورا) که «مراحل تحول کارآفرینانه» را تبیین می کنند. بر این اساس، پنج بستر اصلی برای آموزش کارآفرینی در مقطع ابتدایی شناسایی شد: بستر برنامه درسی رسمی، بستر فعالیت های فوق برنامه (بازارچه ها)، بستر فرهنگ مدرسه، بستر خانواده و بستر جامعه محلی. همچنین شش مولفه محوری استخراج گردید: خلاقیت و نوآوری، ریسک پذیری محاسبه شده، مسئولیت پذیری اقتصادی، مهارت های ارتباطی و همکاری، تفکر نقادانه در تصمیم گیری های مالی، و خودکارآمدی کارآفرینانه. در نهایت، چهار دلالت مدیریتی برای نظام آموزشی ایران تدوین شد: (۱) بازطراحی نقش معلم از «انتقال دهنده دانش» به «تسهیل گر یادگیری تجربی»، (۲) طراحی برنامه درسی تلفیقی (در هم تنیدن مفاهیم کارآفرینی با دروس دیگر)، (۳) ایجاد ساختار حمایتی در مدرسه (فضا، بودجه، زمان، آیین نامه)، و (۴) توانمندسازی مدیران مدارس برای رهبری کارآفرینانه. نتیجه گیری: آموزش کارآفرینی در مقطع ابتدایی نه یک «درس اضافه» یا «فعالیت تجملی»، بلکه یک «ضرورت تربیتی» برای زیستن در جامعه پیچیده و نامطمئن امروز است. با این حال، بدون بازاندیشی در مبانی نظری و استخراج دلالت های مدیریتی روشن، هرگونه اقدام عملی (از جمله بازارچه های کسب وکار) سطحی و ناکارآمد باقی خواهد ماند. چارچوب نظری و دلالت های مدیریتی ارائه شده در این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری در وزارت آموزش و پرورش، طراحی برنامه درسی کارآفرینی، توانمندسازی معلمان و مدیران قرار گیرد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

سارا رستمی

گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

دکتر مریم اسلام پناه

گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران(نویسنده مسئول)

دکتر سوسن لایی

گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران

دکتر فرانک سادات موسوی

گروه مدیریت آموزشی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران