چگونه توانستم ابتدا انگیزه و سپس با استفاده از روش چند حسی فرنالد، رویکرد ادراکی دیویس و آموزش توسط هم شاگردی دیسلکسیای دانش آموزم امیرمحمد را بهبود ببخشم؟
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFSSPS01_987
تاریخ نمایه سازی: 23 خرداد 1405
چکیده مقاله:
این اقدام پژوهی با هدف رفع چالش های یادگیری و ارتقای انگیزه در دانش آموز دارای اختلال دیسلکسیا (با نام مستعار امیرمحمد) در سطح کلاس چهارم دبستان انجام شد. با مشاهده کاهش انگیزه، اضطراب در خواندن و ضعف در مهارت های روان خوانی، یک چرخه اقدام شامل شناسایی، برنامه ریزی، اجرا و بازاندیشی طراحی گردید. مداخلات درمانی بر پایه رویکردهای علمی چندحسی فرنالد و مدیریت جهت گیری ادراکی دیویس تدوین شد و به منظور بازسازی هویت تحصیلی و افزایش تاب آوری دانش آموز، از راهبرد نوآورانه «لقب دهی مثبت» (با عنوان لقب «ادیسون») و مدل یادگیری هم یار استفاده گردید. داده های پژوهش با روش ترکیبی شامل تحلیل نمودارهای پیشرفت ماهانه (داده های کمی) و مشاهده مستقیم و تحلیل گفتار دانش آموز (داده های کیفی) گردآوری شد. یافته های پژوهش نشان داد که ترکیب مداخلات شناختی-حسی با حمایت های روان شناختی، منجر به بهبود معنادار سرعت و دقت روان خوانی و همچنین تغییر نگرش دانش آموز از «خود-سرزنش گری» به «پشتکار و اکتشاف» شده است. نتایج نشان می دهد که توجه به ابعاد عاطفی و بازتعریف هویت دانش آموز در کنار تمرینات مهارت آموزی، کلید اصلی موفقیت در آموزش دانش آموزان دارای نیازهای ویژه است.کلید واژه هااقدام پژوهی، دیسلکسیا، انگیزه تحصیلی، رویکرد چند حسی، رویکرد ادراکی، هم یار، کلاس چهارم دبستان
نویسندگان