بازاندیشی فلسفه عدالت جنسیتی در پرتو فقه پویای اسلامی و تطبیق آن با الزامات حقوق بینالملل: مطالعه موردی حقوق و تکالیف زنانv

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 55

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLPPI03_004

تاریخ نمایه سازی: 23 خرداد 1405

چکیده مقاله:

عدالت جنسیتی به مثابه یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم در تقاطع فقه اسلامی و حقوق بین الملل بشر، همواره کانون منازعات نظری، حقوقی و اجتماعی بوده است. این مقاله با رویکردی توصیفی–تحلیلی و روش تطبیقی، درصدد بازاندیشی مفهوم عدالت جنسیتی در چارچوب «فقه پویای اسلامی» و سنجش میزان هم سویی یا تعارض آن با الزامات حقوق بین الملل، به ویژه کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) است.پرسش محوری پژوهش آن است که آیا می توان با عبور از قرائت های ایستا، تاریخی و ظاهرگرایانه از متون فقهی، خوانشی «مقصدگرا» و «مصلحت اندیش» ارائه داد که به جای تاکید صرف بر برابری صوری، بر الگوی «عدالت تکمیلی» مبتنی باشد و در عین وفاداری به مبانی اسلامی، پاسخ گوی دغدغه های مشروع حقوق بشری در حوزه رفع تبعیض های جنسیتی باشد؟یافته های پژوهش نشان می دهد که بسیاری از تفاوت های حقوقی میان زن و مرد در فقه سنتی، ریشه در شرایط عرفی، اقتصادی و اجتماعی زمان تشریع داشته و از سنخ احکام تعبدی ثابت و غیرقابل تغییر نیستند. با بهره گیری از اصولی چون «کرامت ذاتی انسان»، «عدل به مثابه مقصد الشریعه»، «قاعده نفی عسر و حرج»، «لاضرر» و «تغییر موضوع به تبع تغییر عرف»، می توان نظامی از حقوق و تکالیف زنان طراحی کرد که ضمن حفظ هویت دینی، با روح حقوق بین الملل بشر نیز در گفت وگویی سازنده قرار گیرد.نتیجه نهایی مقاله آن است که چالش اصلی نه در تعارض ذاتی اسلام و حقوق بشر، بلکه در تقابل برخی قرائت های تاریخی از فقه با الزامات جهان مدرن نهفته است. گذار از فقه جزئی نگر به فقه مقصدگرا و نظام ساز، می تواند راهی میانه برای کاهش شکاف میان حقوق اسلامی و استانداردهای بین المللی عدالت جنسیتی فراهم آورد

نویسندگان

الهام ورهرام

دانشگاه دانش البرز، دانشکده حقوق، گروه حقوق خصوصی، ایران