تحلیل و بررسی اضطراب ناشی از جنگ در دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 61
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_514
تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1405
چکیده مقاله:
این اقدام پژوهی با رویکردی توصیفی-مداخله ای و با هدف اصلی کاهش سطح اضطراب ناشی از جنگ و بی ثباتی های امنیتی-اجتماعی در میان دانش آموزان، و همچنین تدوین و اجرای راهکارهای عملیاتی برای جلب همکاری موثر و پایدار والدین در شرایط بحرانی جنگی، در یک مدرسه واقع در منطقه ای تحت تاثیر تنش های شدید امنیتی انجام شده است. با توجه به ماهیت پیچیده و چندلایه بحران های اخیر که فراتر از یک درگیری نظامی صرف بوده و شامل حملات هوایی گسترده علیه اماکن غیرنظامی از جمله مدارس، اختلال گسترده در زیرساخت های حیاتی (برق، اینترنت، آب)، و ایجاد احساس ناامنی عمیق و طولانی مدت در جامعه بوده است، اضطراب دانش آموزان نه تنها به عنوان یک واکنش روانی صرف، بلکه به عنوان مانعی جدی بر سر راه فرآیند یادگیری، تمرکز شناختی و پیشرفت تحصیلی عمل می کرد. این وضعیت منجر به افت شدید نمرات، افزایش غیبت های تحصیلی و بروز علائم رفتاری ناسازگارانه مانند پرخاشگری یا انزوای شدید در دانش آموزان شده بود. در ابتدای این پژوهش، وضعیت اولیه دانش آموزان و والدین با به کارگیری ترکیبی از روش های کیفی و کمی، از جمله مشاهده مستقیم و سیستماتیک رفتار دانش آموزان در کلاس و زنگ تفریح، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با دانش آموزان و والدین برای درک لایه های پنهان ترس و نگرانی، و همچنین توزیع و تحلیل پرسشنامه های استاندارد سنجش اضطراب (مانند پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگ و پرسشنامه اضطراب کودکان) ارزیابی شد. یافته های اولیه نشان داد که درصد بسیار بالایی از دانش آموزان (بیش از ۶۰ درصد) علائم شدید اضطراب، اختلالات خواب (کابوس های شبانه و بی خوابی)، کاهش چشمگیر انگیزه تحصیلی، و اختلال در روابط همسالان را تجربه می کنند. همزمان، والدین نیز با چالش های مضاعفی روبرو بودند؛ از یک سو ترس شدید از امنیت جانی فرزندان و از سوی دیگر فشارهای اقتصادی و شغلی ناشی از اختلال در تجارت و صنعت، آن ها را از توانایی روانی و زمانی لازم برای حمایت از فرزندان در زمینه تحصیلی باز داشت. برای مقابله با این چالش ها، مجموعه ای از راهکارهای مداخله ای چندوجهی و یکپارچه طراحی و اجرا گردید. این مداخلات شامل برگزاری کارگاه های تخصصی تاب آوری روانی برای دانش آموزان، اجرای برنامه های منظم بازی درمانی و هنر-درمانی به عنوان ابزارهای غیرکلامی برای بیان و تخلیه هیجانات سرکوب شده، و از سوی دیگر، ایجاد کانال های ارتباطی شفاف، مستمر و حمایتی با والدین برای مدیریت استرس خانوادگی و آموزش مهارت های ساده اما موثر برای پیگیری امور تحصیلی در شرایط محدود بود. همچنین، تغییر سبک تدریس معلم به روش های تعاملی، کوتاه مدت و مبتنی بر بازی، و ایجاد ساختارهای کوچک و قابل پیش بینی در کلاس برای بازگرداندن حس کنترل به دانش آموزان، از دیگر اقدامات کلیدی بود. نتایج حاصل از گردآوری شواهد پس از اجرای مداخلات (در پایان دوره پژوهش) نشان داد که کاهش معناداری و آماری در سطح اضطراب دانش آموزان رخ داده است؛ به طوری که نمرات آن ها از محدوده «شدید» به «متوسط رو به پایین» تغییر یافت. همزمان، درصد مشارکت فعال و پیگیری مستمر والدین در امور تحصیلی فرزندان افزایش چشمگیری داشت و گزارش های آن ها حاکی از احساس آرامش بیشتر و توانایی بهتر در مدیریت بحران در خانه بود. این مطالعه با ارائه شواهد عینی، تاکید می کند که در شرایط جنگی و بحران های امنیتی، مداخلات روان شناختی-آموزشی که صرفا بر دانش آموز متمرکز باشند، کارایی کافی ندارند؛ بلکه رویکردی یکپارچه که همزمان هم دانش آموز و هم خانواده را در بر می گیرد، کلید اصلی و موثر برای حفظ پایداری تحصیلی، بازگرداندن امید به زندگی، و ارتقای سلامت روان در نسل در حال رشد است. این پژوهش می تواند به عنوان یک الگوی عملیاتی برای معلمان، مشاوران و مدیران مدارس در مناطق جنگی یا بحران زده مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه قزلسفلی
فرهنگی
اورینب حسن زاده
فرهنگی