تاثیر به کارگیری هوش مصنوعی مولد بر بهره وری کارکنان با نقش میانجی هراس شغلی و نقش تعدیل گر سواد دیجیتال

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 127

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MANAGEMENTCONF06_370

تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1405

چکیده مقاله:

گسترش روزافزون فناوری های نوین دیجیتال، به ویژه هوش مصنوعی مولد، موجب شده است که سازمان ها در سال های اخیر با شکل تازه ای از تحول در فرایندهای کاری، تصمیم گیری، تولید محتوا، تحلیل اطلاعات و انجام وظایف حرفه ای روبه رو شوند. هوش مصنوعی مولد با قابلیت تولید متن، تصویر، کد، گزارش و راه حل های پیشنهادی، به عنوان یکی از پیشرفته ترین فناوری های هوشمند، به تدریج در فعالیت های روزمره سازمانی نفوذ کرده و نحوه انجام کار را در بسیاری از مشاغل دگرگون ساخته است. استفاده از این فناوری می تواند از طریق کاهش زمان انجام کارها، بهبود کیفیت خروجی ها، تسهیل یادگیری، افزایش سرعت پردازش اطلاعات و تقویت توان حل مسئله، زمینه ارتقای بهره وری کارکنان را فراهم سازد. با این حال، پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی مولد صرفا به مزایای عملیاتی محدود نمی شود و ممکن است نگرانی هایی را نیز در میان کارکنان نسبت به امنیت شغلی، آینده حرفه ای و جایگاه مهارت های انسانی ایجاد کند.در چنین شرایطی، یکی از متغیرهای مهمی که می تواند رابطه میان به کارگیری هوش مصنوعی مولد و بهره وری کارکنان را تبیین کند، هراس شغلی است. هراس شغلی به حالتی از نگرانی، ناامنی و ترس کارکنان نسبت به از دست دادن شغل، کاهش ارزش توانمندی های فردی یا جایگزینی انسان با فناوری اشاره دارد. هرچند هوش مصنوعی مولد می تواند به عنوان ابزاری توانمندساز در محیط کار عمل کند، اما اگر کارکنان آن را تهدیدی برای تداوم اشتغال یا هویت حرفه ای خود تلقی کنند، ممکن است این احساس ناامنی به کاهش انگیزش، افت تمرکز، مقاومت در برابر فناوری و در نهایت کاهش بهره وری منجر شود. بنابراین، بررسی نقش میانجی هراس شغلی در این رابطه از اهمیت بالایی برخوردار است.از سوی دیگر، سطح سواد دیجیتال کارکنان می تواند شدت و جهت اثرگذاری هوش مصنوعی مولد بر پیامدهای شغلی را تغییر دهد. سواد دیجیتال مجموعه ای از دانش، مهارت و توانایی درک، استفاده، ارزیابی و به کارگیری موثر فناوری های دیجیتال در محیط کار است. کارکنانی که از سواد دیجیتال بالاتری برخوردارند، معمولا درک بهتری از کارکردها و محدودیت های ابزارهای هوش مصنوعی دارند، با اطمینان بیشتری از این فناوری استفاده می کنند و آن را بیشتر در خدمت بهبود عملکرد خود قرار می دهند. در مقابل، کارکنانی که از سواد دیجیتال پایین تری برخوردارند، ممکن است در مواجهه با فناوری های هوشمند احساس ابهام، ناتوانی و تهدید بیشتری داشته باشند. از این رو، سواد دیجیتال می تواند در نقش تعدیل گر، بر رابطه میان به کارگیری هوش مصنوعی مولد و بهره وری کارکنان تاثیرگذار باشد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

نرگس جعفری

کارشناسی ارشد، مدیریت دولتی، دانشگاه مهر ،البرز،ایران

یونس شیخمرادی

کارشناسی ارشد ،حسابداری ،دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه،ایران.