مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان دلبستگی بر بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_251
تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1405
چکیده مقاله:
افسردگی اساسی یکی از شایع ترین اختلالات روان شناختی در جهان است که علاوه بر ایجاد مشکلات هیجانی و شناختی، ابعاد مختلف زندگی فرد از جمله روابط اجتماعی، عملکرد شغلی، سلامت جسمانی و کیفیت زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو، شناسایی و به کارگیری مداخلات درمانی موثر برای کاهش علائم افسردگی و ارتقای کیفیت زندگی بیماران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در میان رویکردهای درمانی موجود، درمان شناختی–رفتاری و درمان مبتنی بر دلبستگی از جمله روش های پرکاربرد و موثر در درمان افسردگی اساسی به شمار می روند. درمان شناختی–رفتاری بر این فرض استوار است که افکار ناکارآمد و باورهای منفی نقش مهمی در شکل گیری و تداوم افسردگی دارند. این رویکرد با شناسایی و اصلاح الگوهای فکری منفی، آموزش مهارت های مقابله ای و تغییر رفتارهای ناسازگار، به بیماران کمک می کند تا هیجانات خود را بهتر مدیریت کرده و عملکرد روان شناختی مطلوب تری داشته باشند. در نتیجه، کاهش علائم افسردگی و بهبود کیفیت زندگی از مهم ترین پیامدهای این روش درمانی محسوب می شود.در مقابل، درمان دلبستگی بر نقش تجربیات اولیه زندگی و کیفیت روابط عاطفی در شکل گیری سلامت روان تاکید دارد. این رویکرد تلاش می کند الگوهای ناسازگار دلبستگی، مشکلات ارتباطی و نیازهای هیجانی برآورده نشده را شناسایی و اصلاح کند. از طریق تقویت احساس امنیت روانی، بهبود روابط بین فردی و افزایش توانایی تنظیم هیجانات، درمان دلبستگی می تواند زمینه ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به افسردگی را فراهم سازد. مقایسه اثربخشی این دو رویکرد نشان می دهد که هر یک از آن ها از مسیرهای متفاوتی به بهبود وضعیت بیماران کمک می کنند. درمان شناختی–رفتاری بیشتر بر اصلاح فرآیندهای شناختی و رفتاری تمرکز دارد، در حالی که درمان دلبستگی بر بازسازی روابط هیجانی و الگوهای ارتباطی تاکید می کند. انتخاب مناسب ترین روش درمانی می تواند به ویژگی های فردی، شدت علائم و نیازهای روان شناختی بیماران بستگی داشته باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان