تحلیل نقش بازی وارسازی و به کارگیری مکانیک های بازی در برنامه درسی بر افزایش درگیری شناختی و تداوم انگیزش درونی دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 138
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_3155
تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1405
چکیده مقاله:
امروزه نظام های آموزشی با چالش کاهش انگیزش و درگیری شناختی دانش آموزان در فرایند یادگیری مواجه هستند. روش های سنتی تدریس که بر انتقال یک طرفه اطلاعات و حفظ طوطی وار مبتنی بودند، نتوانسته اند پاسخگوی نیازهای نسلی باشند که در عصر دیجیتال و بازی های تعاملی رشد یافته است. در این میان، بازی وارسازی یا به کارگیری مکانیک های بازی در بافت های غیربازی، به عنوان رویکردی نوآورانه مطرح شده است که می تواند هم درگیری شناختی را افزایش دهد و هم انگیزش درونی را تداوم بخشد. این مقاله به روش مروری و با هدف تحلیل نقش بازی وارسازی و مکانیک های بازی در برنامه درسی بر این دو سازه کلیدی نگاشته شده است. یافته های این مرور نشان می دهد که مکانیک هایی مانند چالش های زمان دار، بازخورد بی درنگ، پاداش های مهارت محور، داستان پردازی تعاملی و انتخاب مسیر یادگیری، تاثیر مثبتی بر توجه پایدار، پردازش عمیق، حل مسئله، کاهش خستگی ذهنی و انعطاف پذیری شناختی دارند. همچنین سیستم پاداش دهی در صورت تامین نیازهای خودمختاری، شایستگی و ارتباط، می تواند انگیزش درونی را تداوم بخشد. با این حال، موانع جدی از جمله خطر عادت زدگی به مکانیک های تکراری، جابه جایی انگیزش (اولویت یافتن پاداش بر خود یادگیری)، کمبود زیرساخت های فنی و توانمندسازی معلمان، طراحی نامناسب مکانیک ها متناسب با اهداف درسی و نادیده گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان، اثربخشی بازی وارسازی را تهدید می کنند. در مقابل، راهکارهایی مانند همسوسازی مکانیک ها با اهداف شناختی و عاطفی، تنوع بخشی به مکانیک ها برای پوشش سبک های یادگیری، طراحی چالش های مشارکتی و رقابت مثبت، ترکیب بازخورد درونی (پیشرفت ذاتی) و بیرونی (پاداش)، و ارزشیابی مستمر تاثیر مداخلات، می توانند به طراحی موثر بازی وارسازی کمک کنند. نتیجه نهایی آنکه بازی وارسازی زمانی موفق خواهد بود که نه به عنوان یک لایه تزئینی و سطحی، بلکه به عنوان یک رویکرد نظریه محور و شخصی سازی شده طراحی گردد و به طور مداوم بر اساس بازخوردهای دریافتی از دانش آموزان بازبینی شود. در غیر این صورت، این رویکرد نیز مانند بسیاری از مدهای آموزشی زودگذر، بدون تحقق وعده های خود از صحنه آموزش کنار خواهد رفت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اکرم بالی پور
کارشناسی ارشد عرفان اسلامی، مدیر آموزگار دبستان امیرالمومنین، اندیکا، خوزستان،
زینب منصوری
کارشناسی نرم افزار کامپیوتر، آموزگار، اهواز، خوزستان.
علی حسنی کیا
لیسانس حقوق، دبیر متوسطه، لردگان، چهار محال و بختیاری.
مهرانگیز محمدی
کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، هنرآموز، تهران، تهران.