نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش های مهارتی در هنرستان ها

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_2522

تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1405

چکیده مقاله:

در عصر حاضر، پارادایم آموزش های مهارتی با ورود فناوری های هوشمند دچار تحولی بنیادین شده است که لزوم بازنگری در ساختارهای سنتی هنرستان ها را بیش از پیش نمایان می سازد. مقاله حاضر با عنوان «نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش های مهارتی در هنرستان ها»، با اتخاذ رویکردی توصیفی-تحلیلی، به واکاوی ظرفیت های پلتفرم های هوش مصنوعی در بازآفرینی فرآیند یاددهی-یادگیری متناسب با تفاوت های فردی هنرجویان می پردازد. مسئله اصلی پژوهش، ناکارآمدی الگوهای آموزشی یکسان و خطی در محیط های کارگاهی است که عملا تفاوت در سرعت یادگیری، سبک های ادراکی و نیازهای شغلی دانش آموزان را نادیده می گیرند. در این راستا، هوش مصنوعی با بهره گیری از الگوریتم های یادگیری ماشین و تحلیل داده های عملکردی، امکان طراحی مسیرهای آموزشی منعطف و شخصی سازی شده را فراهم می آورد که منجر به افزایش تعامل و بهبود نتایج عملی می گردد. نتایج تحلیل های پژوهش نشان می دهد که این فناوری نه تنها قادر به ارائه بازخوردهای آنی برای اصلاح خطاهای مهارتی است، بلکه با شناسایی نقاط قوت و ضعف هنرجو، سطح دشواری محتوای کارگاهی را به صورت پویا تنظیم می کند. گذار از مدل «آموزش متمرکز بر معلم» به مدل «آموزش هوشمند دانش آموزمحور»، چالش هایی نظیر شکاف زیرساختی، ضرورت ارتقای سواد دیجیتال هنرآموزان و ملاحظات اخلاقی در استفاده از داده های دانش آموزی را به همراه دارد. با این وجود، تحول در نظام هنرستانی تنها در صورتی میسر است که هوش مصنوعی به مثابه ابزاری مکمل در کنار خرد تربیتی معلم قرار گیرد. یافته های این پژوهش تاکید می کند که شخصی سازی آموزش از طریق ابزارهای دیجیتال، زمینه ساز عدالت آموزشی و افزایش آمادگی شغلی هنرجویان برای ورود به بازارهای کار پیچیده و فناورانه است. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که ادغام هوش مصنوعی در هنرستان ها یک ضرورت راهبردی برای ارتقای بهره وری آموزشی و پیوند عمیق تر میان محیط های علمی و تقاضاهای صنعتی است. این رویکرد، علاوه بر کاهش نرخ افت تحصیلی، می تواند مدل های جدیدی از شایستگی های فنی را معرفی کند که مستقیما با نیازهای واقعی جامعه همسو هستند. بدین سان، بازنگری در سیاست گذاری های آموزشی برای حمایت از این تحول دیجیتال، ضرورتی انکارناپذیر برای نوسازی و کارآمدسازی آموزش های مهارتی در دوره دوم متوسطه محسوب می شود. از این منظر، آینده پژوهی در آموزش فنی وحرفه ای باید بیش از هر زمان دیگری بر هم افزایی میان قابلیت های فناورانه هوش مصنوعی و اهداف تربیتی نظام هنرستانی متمرکز گردد تا بستری برای شکوفایی خلاقیت های فردی و ارتقای کیفیت مهارت آموزی در سطح کلان فراهم آید.

نویسندگان

سمیه زلیکانی

کارشناسی ارشد پژوهش هنر، سرپرست بخش