تاثیر تدریس سقراطی در مقایسه با روش توضیح محور بر یادگیری عمیق و تفکر تحلیلی دانش آموزان ابتدایی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CASEP02_2484
تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1405
چکیده مقاله:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی تدریس مبتنی بر پرسشگری سقراطی با روش توضیح محور سنتی بر یادگیری عمیق و تفکر تحلیلی دانش آموزان دوره ابتدایی بود. در بسیاری از کلاس های ابتدایی، روش تدریس غالب بر پایه انتقال مستقیم اطلاعات است که اگرچه موجب پوشش سریع محتوای درسی می شود، اما غالبا به یادگیری سطحی و حافظه محور منجر می گردد. در مقابل، پرسشگری سقراطی که ریشه در اندیشه های Socrates دارد، بر پایه طرح پرسش های هدفمند، هدایت تفکر، استدلال ورزی و مشارکت فعال یادگیرنده شکل گرفته است. این رویکرد با نظریه های سازنده گرایی همسو بوده و یادگیری را فرایندی فعال و مبتنی بر ساخت معنا می داند (Piaget, ۱۹۷۰).از منظر نظری، یادگیری عمیق زمانی رخ می دهد که دانش آموزان اطلاعات را تحلیل، تفسیر و با دانش پیشین خود ادغام کنند (Biggs & Tang, ۲۰۱۱). همچنین، بر اساس نظریه یادگیری معنادار David Ausubel، زمانی که محتوای جدید به صورت منطقی با ساختار شناختی قبلی پیوند یابد، ماندگاری و عمق یادگیری افزایش می یابد (Ausubel, ۱۹۶۸). پرسشگری هدایت شده می تواند این پیوند شناختی را تقویت کند، زیرا دانش آموز را به تفکر تحلیلی و کشف مفاهیم از طریق استدلال سوق می دهد.این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی و نمونه شامل دو کلاس ۳۰ نفره (گروه آزمایش و کنترل) بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. گروه آزمایش طی ۶ هفته با روش پرسشگری سقراطی آموزش دیدند، در حالی که گروه کنترل از روش توضیح محور سنتی بهره گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل آزمون یادگیری عمیق (سوالات مفهومی و کاربردی)، آزمون تفکر تحلیلی و چک لیست مشارکت کلاسی بود. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند (Creswell, ۲۰۱۴).یافته ها نشان داد که میانگین نمرات یادگیری عمیق و تفکر تحلیلی در گروه پرسشگری سقراطی به طور معناداری بالاتر از گروه توضیح محور بود (p < ۰.۰۰۱). همچنین، ماندگاری یادگیری در آزمون تاخیری در گروه آزمایش بیشتر مشاهده شد. نتایج نشان داد که مشارکت فعال در فرایند پرسش و پاسخ، موجب افزایش عمق پردازش شناختی و شکل گیری یادگیری پایدار می شود. این یافته ها با پژوهش های مرتبط با نقش گفت وگوی هدایت شده در توسعه تفکر انتقادی همخوانی دارد (Paul & Elder, ۲۰۰۶).در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می دهد که بازطراحی کلاس های سنتی با بهره گیری از پرسشگری سقراطی، بدون نیاز به حذف ساختار رسمی آموزش، می تواند زمینه ساز تحول در یادگیری عمیق و پرورش تفکر تحلیلی در دوره ابتدایی باشد. پیشنهاد می شود معلمان ابتدایی با بهره گیری از الگوهای پرسشگری ساختارمند، زمینه مشارکت شناختی فعال دانش آموزان را فراهم سازند تا از یادگیری سطحی به سوی یادگیری عمیق حرکت کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
یوسف اعزازی میانرودان
کارشناسی علوم تربیتی ، دانشگاه فرهنگیان پردیس آزادگان نیر