جامعه شناسی سیاسی حاشیه نشینی و طرد سیاسی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PSTCONF17_030

تاریخ نمایه سازی: 21 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: گسترش الگوریتم ها و سامانه های مبتنی بر داده در حوزه هایی چون حکمرانی، رسانه، بازار کار و امنیت، شکل های نوینی از اعمال قدرت را پدید آورده است. در جامعه شناسی سیاسی، الگوریتم ها نه صرفا ابزارهای فنی، بلکه سازوکارهایی اجتماعی–سیاسی تلقی می شوند که در بستر مناسبات نهادی، اقتصادی و ایدئولوژیک شکل گرفته و به بازتولید قدرت و نابرابری یاری می رسانند. این مقاله با هدف تبیین نقش الگوریتم ها در بازتولید قدرت، به بررسی پیوند میان فناوری، حکومت مندی و ساختارهای اجتماعی می پردازد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد نظری–تحلیلی و بر مبنای مرور انتقادی ادبیات جامعه شناسی سیاسی، مطالعات علم و فناوری، و پژوهش های انتقادی الگوریتم ها انجام شده است. متون منتخب از منظر مفاهیم قدرت، حکومت مندی، هژمونی و نهاد تحلیل شده و تلاش شده است پیوند میان منطق فنی الگوریتم ها و زمینه های اجتماعی–سیاسی تولید و به کارگیری آن ها تبیین شود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که الگوریتم ها به مثابه نهادهای نامرئی قدرت عمل می کنند که از طریق سازوکارهایی چون رتبه بندی، پیش بینی، دسته بندی و شخصی سازی، رفتار کنشگران اجتماعی را هدایت و کنترل می نمایند. این فرایندها اغلب با بازتولید نابرابری های ساختاری موجود، کاهش شفافیت تصمیم گیری و تضعیف پاسخ گویی دموکراتیک همراه اند و در نتیجه، اشکال جدیدی از سلطه غیرمستقیم و غیرشخصی را تثبیت می کنند. نتیجه گیری: الگوریتم ها بخشی جدایی ناپذیر از نظم سیاسی–اجتماعی معاصر شده اند و فهم آن ها مستلزم رویکردی جامعه شناختی و انتقادی است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که بدون مداخله نهادی، شفافیت و دموکراتیزه کردن فرآیندهای الگوریتمی، این فناوری ها می توانند به تعمیق شکاف های قدرت و تضعیف کنشگری سیاسی شهروندان منجر شوند. از این رو، بازاندیشی در نسبت میان فناوری، قدرت و سیاست ضرورتی اساسی برای تحلیل تحولات قدرت در عصر دیجیتال است.

نویسندگان

رضا لایق

دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی تهران