تفکر انتقادی در آموزش و پرورش: مبانی نظری، چالش ها و راهکارهای توسعه
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IMEHNHILET01_031
تاریخ نمایه سازی: 19 خرداد 1405
چکیده مقاله:
تفکر انتقادی به عنوان یکی از عالی ترین سطوح پردازش شناختی و اساسی ترین مهارت قرن بیست و یکم، نقشی بی بدیل در توانمندسازی دانش آموزان برای مواجهه با چالش های پیچیده دنیای مدرن ایفا می کند. با این وجود، نظام های آموزشی سنتی که غالبا بر انتقال یک سویه اطلاعات، حفظیات طوطی وار و ارزیابی های نتیجه محور استوار هستند، نه تنها بستر مناسبی برای پرورش این مهارت بنیادین فراهم نمی آورند، بلکه با ایجاد فضایی مملو از تنش و رقابت های ناسالم، مانع از شکل گیری ذهن های پرسشگر و تحلیل گر می شوند. پژوهش مروری و تحلیلی حاضر با هدف بررسی همه جانبه جایگاه تفکر انتقادی در آموزش و پرورش، واکاوی مبانی نظری آن، و شناسایی چالش های روان شناختی و ساختاری بازدارنده در مسیر توسعه این مهارت انجام پذیرفته است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که تسلط فرهنگ امتحان محوری و اضطراب مزمن ناشی از آن، به عنوان یک فیلتر شناختی مخرب عمل کرده و با اشغال ظرفیت های حافظه فعال، قدرت استدلال منطقی و حل مسئله را در فراگیران مسدود می سازد. در این راستا، گذار از پارادایم های متصلب آموزشی به سوی الگوهای سازنده گرا، مستلزم تجهیز محیط های یادگیری به راهبردهای مداخله ای نوین است. بهره گیری از رویکردهای پرورش تاب آوری، آموزش مهارت های حل تعارض، و ایجاد اتمسفری حمایتگر و عاری از قضاوت، می تواند مقاومت های ذهنی دانش آموزان را در هم شکسته و بستر را برای طرح سوالات چالش برانگیز فراهم نماید. در نهایت، نهادینه سازی تفکر انتقادی در برنامه های درسی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تربیت شهروندانی آگاه، مستقل و توانمند است که قادرند در برابر امواج اطلاعات متناقض و بحران های پیش بینی نشده، تصمیماتی خردمندانه و مبتنی بر استدلال اتخاذ نمایند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عزیزاله زارع
کاردانی مددکاری اجتماعی و خانواده، شاغل مدارس ابتدایی، اداره آموزش وپرورش عشایر، استان کهگیلویه و بویراحمد