طراحی، اجرا و اعتباریابی الگوی مداخلات موقعیت محور بومی برای کاهش چالش های مدیریت کلاس های چندپایه در مدارس ابتدایی عشایری ایران
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IMEHNHILET01_029
تاریخ نمایه سازی: 19 خرداد 1405
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: مدارس عشایری ایران به دلیل پراکندگی جغرافیایی، کوچ پذیری خانواده ها و کمبود جمعیت دانش آموزی در هر پایه، عمدتا به صورت کلاس های چندپایه یا ترکیبی اداره می شوند. در این کلاس ها، یک معلم باید به طور همزمان به دو یا چند پایه تحصیلی متفاوت آموزش دهد، ارزشیابی مستمر انجام دهد، نظم کلاس را حفظ کند و به نیازهای عاطفی و روانی دانش آموزان با گروه های سنی مختلف پاسخ گوید. این وضعیت پیچیده، فشار مضاعفی بر معلمان وارد می کند و کیفیت یادگیری را تحت تاثیر قرار می دهد. با وجود این، بیشتر راهنماهای آموزشی، روش های تدریس و الگوهای ارزشیابی موجود برای کلاس های تک پایه و جمعیت شهری طراحی شده اند و برای فضای چندپایه عشایری کارآمد نیستند. پژوهش حاضر با هدف اصلی «طراحی و اعتباریابی الگوی مداخلات موقعیت محور بومی برای کاهش چالش های مدیریت کلاس های چندپایه در دوره ابتدایی عشایری» و با رویکردی کاملا مشارکتی و میدانی انجام شده است .روش شناسی: این پژوهش به روش اقدام پژوهی مشارکتی (Collaborative Action Research) با رویکرد کیفی-کاربردی طی یک دوره چهار ماهه (دو ماه تشخیص و برنامه ریزی، دو ماه اجرا و ارزیابی) انجام شد. میدان پژوهش، یک مدرسه ابتدایی عشایری در استان [نام استان] بود که به صورت هدفمند انتخاب شد. شرکت کنندگان شامل ۱۸ دانش آموز از سه پایه تحصیلی ترکیبی (پایه اول: ۵ نفر، پایه سوم: ۷ نفر، پایه پنجم: ۶ نفر) و ۳ معلم باتجربه (با میانگین سابقه ۱۱ سال تدریس در کلاس چندپایه) بودند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل: ۱) مشاهده مشارکتی سیستماتیک (به مدت ۴۰ جلسه تحصیلی با ثبت دقیق رفتارها و تعاملات)، ۲) مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق (با هر سه معلم و ۶ دانش آموز به صورت داوطلبانه، هر مصاحبه ۴۵ تا ۶۰ دقیقه)، ۳) دفترچه ثبت رخدادهای تنش زا (که معلمان هر روز موارد از دست رفتن کنترل کلاس را ثبت می کردند)، ۴) گروه کانونی (دو جلسه بحث گروهی با معلمان برای اولویت بندی چالش ها). تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی (با کدگذاری باز، محوری و گزینشی) و نرم افزار MAXQDA انجام شد.یافته ها: یافته ها در دو بخش اصلی «چالش های قبل از مداخله» و «تغییرات پس از مداخله» ارائه می شود. چالش های شناسایی شده در پنج دسته (نه چهار دسته قبلی) قرار گرفتند: ۱) چالش های آموزشی (کمبود زمان مفید تدریس با میانگین تنها ۱۹ دقیقه از ۴۵ دقیقه درس، دشواری ارزشیابی همزمان دو پایه، ناهماهنگی محتوای کتاب های درسی)، ۲) چالش های انضباطی و رفتاری (میانگین ۱۳ رویداد مزاحم در هر جلسه شامل بی تمرکزی پایه بی کار، راه رفتن در کلاس، صحبت همزمان)، ۳) چالش های ساختاری و منابع (نبود کتاب راهنمای معلم چندپایه، کمبود ابزار کمک آموزشی، نبود فضای فیزیکی مناسب برای گروه بندی)، ۴) چالش های روانی-شغلی معلم (احساس گناه نسبت به پایه ای که کم توجهی شده، فرسودگی شغلی، تردید در اثربخشی تدریس)، ۵) چالش های فرهنگی-بومی (ناملموس بودن مثال های کتاب برای زندگی عشایری، ناهماهنگی زمان مدرسه با تقویم کوچ). در مرحله مداخله، سه راهکار اصلی «طرح رنگ ها»، «ایستگاه های یادگیری» و «تکالیف پلکانی» طراحی و به مدت ۸ هفته اجرا شد. یافته های پس از مداخله نشان داد: رفتارهای مزاحم از میانگین ۱۳ رویداد به ۶/۵ رویداد در هر جلسه کاهش یافت (کاهش ۵۰ درصدی). زمان مفید تدریس روزانه برای هر پایه از ۱۹ دقیقه به ۴۲ دقیقه افزایش یافت (افزایش ۲۳ دقیقه ای).در مصاحبه پایانی، هر سه معلم گزارش کردند که «احساس تسلط بیشتری بر کلاس دارم» و «اضطراب نوبت دهی به پایه ها حدود ۷۰ درصد کمتر شده است». همچنین دانش آموزان در مصاحبه ها بیان کردند که «تکالیف پلکانی باعث می شود خسته نشویم» و «رنگ ها را دوست داریم چون می فهمیم کی نوبت ماست».نتیجه گیری: الگوهای تدریس مرسوم و شهری در کلاس های چندپایه عشایری به هیچ وجه کارآمد نیستند و استفاده از آن ها نه تنها یادگیری را بهبود نمی بخشد، بلکه به افزایش رفتارهای مزاحم و فرسودگی معلم دامن می زند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
وحید آرامش فر
کارشناسی مدیریت و برنامه ریزی آموزشی ،شاغل مدارس ابتدایی اداره آموزش و پرورش عشایر ،استان کهگیلویه و بویراحمد