بررسی نقش خانواده در سوق کودک به رفتار معارض قانون با تاکید بر نظریات جرم شناسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
LAWCONFEE01_258
تاریخ نمایه سازی: 19 خرداد 1405
چکیده مقاله:
خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد تربیتی و حمایتی کودک، نقشی دوگانه در مسیر رشد و رفتار او ایفا می کند؛ به گونه ای که از یک سو با همراهی، نظارت و ایجاد پیوند عاطفی سالم می تواند کودک را در فرآیند اجتماعی شدن هدایت کرده و او را از ورود به رفتارهای معارض قانون بازدارد، و از سوی دیگر، در صورت ضعف کارکردهای تربیتی، نابسامانی عاطفی یا تنش های ساختاری، خود می تواند به عاملی موثر در سوق دادن کودک به سوی بزهکاری و رفتارهای معارض قانون تبدیل شود. بر همین اساس، پرسش اصلی پژوهش این است که نظریه های برجسته جرم شناسی چگونه نقش خانواده را در تاثیرگذاری بر گرایش کودکان به رفتارهای معارض قانون تبیین می کنند و این نقش در ابعاد فردی، عاطفی و اجتماعی به چه صورت عمل می کند. پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش و با تاکید بر مبانی نظری جرم شناسی، به صورت توصیفی–تحلیلی و با روش اسنادی–کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها نشان می دهد کیفیت روابط عاطفی والدین و کودک، سبک های تربیتی، میزان نظارت، ساختار و ثبات خانواده و شرایط اقتصادی–اجتماعی با گرایش کودکان به رفتار های معارض قانون ارتباط مستقیم دارد. ضعف پیوند عاطفی، تربیت ناکارآمد، فروپاشی خانواده و نابسامانی اقتصادی از عوامل اصلی شکل گیری بزهکاری کودکان محسوب می شوند. این نتایج با نظریه های جرم شناسی همخوان بوده و بر نقش تعامل عوامل فردی و خانوادگی در بروز رفتارهای معارض قانون در کودکان تاکید می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه اراوند
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حقوق خانواده. دانشگاه امام صادق (ع) پردیس خواهران. تهران. ایران
لیلا سادات اسدی
استادیار دانشگاه امام صادق (ع) ، پردیس خواهران ، تهران ، ایران
محیا صفاری نیا
استادیار دانشگاه امام صادق (ع) ، پردیس خواهران ، تهران ، ایران