تحلیل فضایی دسترس پذیر ی به خدمات عمومی در محلات حاشیه نشین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 48

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EBUCONF30_253

تاریخ نمایه سازی: 19 خرداد 1405

چکیده مقاله:

تحقق عدالت فضایی در توزیع خدمات عمومی، سنگ بنای پایداری شهری است؛ با این حال، سکونتگاه های غیررسمی و محلات حاشیه نشین به دلیل ساختار کالبدی ارگانیک و انزوای سیستماتیک، همواره در حاشیه تحلیل های استاندارد باقی مانده اند. پژوهش حاضر با هدف بازتعریف پارادایم های سنجش "دسترس پذیری" و ارائه یک چارچوب تحلیلی نوآورانه تدوین شده است. مسئله اصلی تحقیق، ناکارآمدی مدل های رایج تحلیل فضایی (مانند فاصله اقلیدسی و بافرینگ) در درک پیچیدگی های مورفولوژیک بافت های حاشیه نشین است که منجر به تولید داده های گمراه کننده در برنامه ریزی شهری می گردد. روش تحقیق در این نوشتار، توصیفی-تحلیلی با رویکرد "مدل سازی مفهومی" و "سنتز پژوهی" است. در این راستا، با ترکیب نظریات "حق به شهر" و "اقتصاد سیاسی فضا"، مدلی تحت عنوان **"چارچوب دسترسی چندبعدی متکی بر گراف" (G-MDAF)** تبیین شده است. این مدل برخلاف روش های سنتی، متغیرهای "اصطکاک فضایی"، "توپوگرافی محدودکننده" و "موانع ادراکی-اجتماعی" را در الگوریتم های مسیریابی ادغام می کند.یافته های پژوهش نشان می دهد که در محلات حاشیه نشین، "پارادوکس مجاورت" حاکم است؛ بدین معنا که نزدیکی جغرافیایی به هسته های خدماتی لزوما به معنای بهره مندی نیست. نتایج حاصل از تحلیل تئوریک بیانگر آن است که برای سنجش واقعی دسترس پذیری در این بافت ها، باید از تحلیل های "مبتنی بر شبکه پویا" و "شاخص دسترسی دو مرحله ای شناور (۲SFCA)" با لحاظ کردن ضرایب نفوذناپذیری معابر استفاده کرد. در نهایت، این مقاله پیشنهادات راهبردی برای گذار از "برنامه ریزی متمرکز کلان مقیاس" به سمت "توزیع ریز-مقیاس خدمات" (Micro-urbanism) ارائه می دهد تا شکاف عدالت فضایی در این پهنه ها ترمیم گردد.

کلیدواژه ها:

تحلیل فضایی ، دسترس پذیری خدمات عمومی ، حاشیه نشینی ، عدالت فضایی ، اصطکاک فضا ، مدل سازی شبکه (Network Modeling).

نویسندگان

معصومه وزیری نژاد

لیسانس جغرافیا و برنامه ریزی سهری کارشناس شهرسازی، شهرداری تربت حیدریه