چالش های اجرایی ضوابط سیما و منظر در بافت های فرسوده

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EBUCONF30_252

تاریخ نمایه سازی: 19 خرداد 1405

چکیده مقاله:

ضوابط سیما و منظر شهری به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای هدایت کیفی مداخلات کالبدی، نقش تعیین کننده ای در ارتقای هویت بصری، انسجام فضایی و کیفیت محیط شهری دارند. با این حال، اجرای این ضوابط در بافت های فرسوده شهری با چالش های چندلایه نهادی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی مواجه است که کارآمدی آن ها را با تردید روبه رو می سازد. هدف این مقاله، تبیین نظام مند چالش های اجرایی ضوابط سیما و منظر در بافت های فرسوده و ارائه چارچوبی تحلیلی برای فهم پیوند میان ساختارهای مدیریتی، الزامات کالبدی و واقعیت های اجتماعی-اقتصادی این بافت هاست. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی-تحلیلی است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل اسنادی و مرور نظام مند ادبیات نظری و پژوهش های منتشرشده در حوزه بازآفرینی شهری، طراحی شهری و سیاست گذاری فضایی (با تاکید بر منابع به روز) است. داده ها از طریق تحلیل محتوای متون تخصصی، قوانین و آیین نامه های مرتبط با سیما و منظر شهری و مطالعات مرتبط با بازآفرینی بافت های فرسوده استخراج و در قالب رویکرد تحلیل تماتیک کدگذاری شده اند. در نهایت، چالش ها در چهار بعد اصلی شامل «چالش های نهادی و مدیریتی»، «چالش های حقوقی و ضابطه ای»، «چالش های اقتصادی و سرمایه گذاری» و «چالش های اجتماعی-ادراکی» دسته بندی و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد مهم ترین موانع اجرایی عبارت اند از: تعارض میان ضوابط یکسان نگر و واقعیت های متکثر بافت های فرسوده، ضعف هماهنگی میان نهادهای تصمیم گیر، نبود مشوق های اقتصادی کافی برای انطباق با ضوابط کیفی، ابهام در شاخص های ارزیابی منظر شهری، و فقدان مشارکت موثر ساکنان در فرآیند تدوین و اجرای ضوابط. همچنین، رویکردهای صرفا کالبدی و دستورالعمل محور، بدون توجه به ظرفیت های اجتماعی و اقتصاد خرد محلی، منجر به کاهش امکان تحقق پذیری ضوابط می شود. بر اساس نتایج، مقاله پیشنهاد می کند که گذار از رویکرد «ضابطه محور ایستا» به «چارچوب راهبردی زمینه گرا و مشارکت محور» می تواند اثربخشی اجرای ضوابط سیما و منظر را در بافت های فرسوده افزایش دهد. طراحی نظام ارزیابی منعطف، تعریف مشوق های مالی و اعتباری، تقویت حکمرانی یکپارچه شهری و نهادینه سازی مشارکت اجتماعی از جمله راهبردهای پیشنهادی این پژوهش است. این چارچوب می تواند مبنایی نظری برای بازنگری سیاست های سیما و منظر در فرآیند بازآفرینی شهری فراهم آورد.

نویسندگان

اعظم خیرخواه

کارشناس معماری(اداره سیما،منظر و فضای سبز شهری) اداره شهرسازی واحد کدیابی ، شهرداری تربت حیدریه