تحلیل سیاست های تامین مسکن اقشار کم درآمدباتاکیدبررویکردتوسعه پایدار شهری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 66

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PSHCONF31_278

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

تامین مسکن برای اقشار کم درآمد یکی از مهم ترین چالش های سیاست گذاری شهری در کشورهای در حال توسعه و حتی بسیاری از کشورهای توسعه یافته به شمار می رود. رشد سریع شهرنشینی، افزایش قیمت زمین و مسکن، گسترش نابرابری اقتصادی و محدودیت منابع مالی دولت ها سبب شده است دسترسی گروه های کم درآمد به مسکن مناسب به یکی از مسائل اساسی در مدیریت شهری تبدیل شود. در این میان، رویکرد توسعه پایدار شهری تلاش می کند میان ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی توسعه تعادل برقرار کند و مسکن را نه صرفا به عنوان یک کالای فیزیکی، بلکه به عنوان بخشی از نظام پایداری شهری در نظر بگیرد. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش تحلیل سیاست های تامین مسکن برای اقشار کم درآمد با تاکید بر اصول توسعه پایدار شهری و ارائه چارچوبی تحلیلی برای بهبود اثربخشی این سیاست ها است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است و به شیوه مرور نظام مند منابع علمی و اسناد سیاستی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق بررسی مقالات علمی معتبر، گزارش های بین المللی حوزه مسکن و توسعه شهری و مطالعات نظری مرتبط با مسکن اجتماعی، سیاست های حمایتی مسکن و برنامه ریزی شهری پایدار گردآوری شده است. تحلیل داده ها با رویکرد تحلیل مفهومی و مقایسه ای انجام شده تا مهم ترین الگوها، راهبردها و چالش های سیاست های تامین مسکن برای اقشار کم درآمد شناسایی و در چارچوب اصول توسعه پایدار شهری ارزیابی شوند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بسیاری از سیاست های متداول تامین مسکن کم درآمدها، به دلیل تمرکز صرف بر تولید فیزیکی واحدهای مسکونی، نتوانسته اند به طور کامل به ابعاد پایداری شهری توجه کنند. یافته ها بیانگر آن است که سیاست های موفق تر معمولا ترکیبی از راهبردهای متنوع از جمله حمایت مالی هدفمند، توسعه مسکن مقرون به صرفه، تقویت مشارکت بخش خصوصی، استفاده از الگوهای برنامه ریزی یکپارچه شهری، بهبود دسترسی به زیرساخت ها و خدمات شهری و توجه به عدالت فضایی را در بر می گیرند. همچنین نتایج نشان می دهد که پیوند دادن سیاست های مسکن با برنامه ریزی کاربری زمین، حمل ونقل شهری و حفاظت از محیط زیست می تواند نقش مهمی در ارتقای پایداری اجتماعی و فضایی شهرها داشته باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر تاکید می کند که تحقق مسکن پایدار برای اقشار کم درآمد نیازمند تغییر رویکرد از سیاست های صرفا کالبدی به سیاست های جامع، چندبعدی و مشارکتی است. چنین رویکردی می تواند ضمن ارتقای کیفیت زندگی گروه های کم درآمد، به کاهش نابرابری شهری، افزایش کارایی اقتصادی و تقویت پایداری محیطی در شهرها منجر شود.

کلیدواژه ها:

مسکن اقشار کم درآمد ، سیاست های مسکن ، توسعه پایدار شهری ، مسکن مقرون به صرفه ، عدالت فضایی ، برنامه ریزی شهری.

نویسندگان

محمدرضا احمدپور تمیجانی

کارشناس ارشدجغرافیا وبرنامه ریزی شهری گرایش برنامه ریزی مسکن وبازآفرینی شهری