مدل سازی شاخص های الویت بندی مداخله در بافت های ناکارآمدشهری با رویکرد تصمیم گیری چند معیاره(MCDM)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EBUCONF30_248
تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405
چکیده مقاله:
بافت های ناکارآمد شهری به عنوان یکی از چالش های اساسی مدیریت و برنامه ریزی شهری در بسیاری از شهرهای جهان، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، شناخته می شوند. این بافت ها به دلیل مشکلاتی نظیر فرسودگی کالبدی، کمبود زیرساخت های شهری، نابرابری های اجتماعی–اقتصادی، آسیب پذیری زیست محیطی و ضعف در نظام حکمرانی شهری، نیازمند مداخلات هدفمند و برنامه ریزی شده هستند. با توجه به محدودیت منابع مالی، پیچیدگی مسائل شهری و تنوع معیارهای اثرگذار در فرآیند تصمیم گیری، تعیین اولویت های مداخله در این بافت ها به یکی از مسائل مهم در حوزه مدیریت و بازآفرینی شهری تبدیل شده است. از این رو، بهره گیری از روش های علمی و نظام مند برای اولویت بندی مداخلات ضروری به نظر می رسد.هدف اصلی این پژوهش، ارائه یک چارچوب مفهومی برای **مدل سازی شاخص های اولویت بندی مداخله در بافت های ناکارآمد شهری با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM)** است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی بوده و برای استخراج شاخص ها از **مرور نظام مند ادبیات و مطالعات پیشین در حوزه بازآفرینی شهری، توسعه پایدار شهری و مدل های تصمیم گیری چندمعیاره** استفاده شده است. در این راستا، مجموعه ای از شاخص های موثر در اولویت بندی مداخلات شهری شناسایی و در چهار بعد اصلی شامل **کالبدی–زیرساختی، اجتماعی–اقتصادی، زیست محیطی و نهادی–حاکمیتی** طبقه بندی گردید. در ادامه، به منظور ساختاردهی فرآیند تصمیم گیری و افزایش دقت در ارزیابی معیارها، یک **مدل ترکیبی مبتنی بر روش های BWM (Best-Worst Method) و MARCOS** پیشنهاد شد. در این چارچوب، ابتدا با استفاده از روش BWM وزن نسبی شاخص ها تعیین شده و سپس با بهره گیری از روش MARCOS امکان رتبه بندی و تعیین اولویت مداخلات در بافت های ناکارآمد شهری فراهم می شود. این رویکرد ترکیبی به دلیل کاهش ناسازگاری در مقایسات، افزایش دقت وزن دهی معیارها و پایداری نتایج رتبه بندی، می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در فرآیند تصمیم گیری های شهری مورد استفاده قرار گیرد.نتایج پژوهش نشان می دهد که **ترکیب شاخص های چندبعدی شهری در قالب مدل های تصمیم گیری چندمعیاره، امکان تحلیل جامع تر و واقع بینانه تر از وضعیت بافت های ناکارآمد را فراهم می کند** و می تواند به مدیران و برنامه ریزان شهری در تخصیص بهینه منابع و تعیین اولویت های مداخله کمک نماید. همچنین چارچوب پیشنهادی به دلیل ماهیت انعطاف پذیر خود، قابلیت کاربرد در مقیاس های مختلف برنامه ریزی شهری را داشته و می تواند به عنوان یک ابزار تصمیم یار در برنامه های بازآفرینی و ارتقای کیفیت زندگی در بافت های ناکارآمد مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
بافت های ناکارآمد شهری ، اولویت بندی مداخله ، تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) ، بازآفرینی شهری ، مدل سازی شاخص ها ، روش BWM ، روش MARCOS
نویسندگان
محمدرضا احمدپور تمیجانی
کارشناس ارشدجغرافیا وبرنامه ریزی شهری گرایش برنامه ریزی مسکن وبازآفرینی