عوامل اجتماعی-اقتصادی موثر بر دسترسی به مراقبت سرطان برای زنان: شناسایی کاستی های پژوهشی کلیدی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 67

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICMWMI18_015

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

نابرابری های اجتماعی-اقتصادی در دسترسی زنان به مراقبت های سرطانی، یکی از چالش های عمده عدالت در سلامت و انکولوژی جنسیت محور به شمار می رود. عوامل تعیین کننده ای همچون درآمد پایین، سطح تحصیلات محدود، عدم پوشش بیمه مناسب، موقعیت جغرافیایی نامناسب و هم پوشانی با نژاد/قومیت، به صورت نظام مند مانع دسترسی به موقع زنان به غربالگری، تشخیص زودهنگام، درمان استاندارد و پیگیری های پس از درمان در سرطان های شایع زنان (پستان، دهانه رحم، تخمدان و آندومتر) می شوند. این نابرابری ها منجر به تشخیص در مراحل پیشرفته، درمان ناکافی، تبعیت ضعیف از درمان و در نهایت افزایش مرگ ومیر قابل پیشگیری می گردد؛ به ویژه در گروه های محروم که اغلب نرخ بقای پایین تری را تجربه می کنند. هدف این مرور ادبیات، بررسی جامع وضعیت کنونی دانش در خصوص تاثیر عوامل اجتماعی-اقتصادی بر دسترسی و پیامدهای مراقبت سرطانی زنان و شناسایی کاستی های پژوهشی کلیدی است. جستجوی متمرکز در پایگاه های داده معتبر PubMed)، Scopus، Web of Science و (Google Scholarبا کلیدواژه های مرتبط و تمرکز بر انتشارات همتا-داوری شده از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ انجام شد. مطالعات تجربی، مرورهای نظام مند، فراتحلیل ها و منابع خاکستری مرتبط انتخاب گردیدند. یافته ها نشان دهنده الگوی پایدار نابرابری است: زنان با پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایین تر، نرخ غربالگری پایین تری (نسبت شانس حدود ۰٫۵–۰٫۷ برای سرطان پستان و دهانه رحم)، تاخیر در شروع درمان، دسترسی کمتر به درمان های پیشرفته (مانند ایمونوتراپی و پزشکی دقیق)، و خطر مرگ بالاتر (تا ۱۵–۲۰ درصد افزایش در برخی سرطان ها) دارند. این نابرابری ها حتی در کشورهای پردرآمد مشهود است و در کشورهای با درآمد پایین و متوسط به دلیل کمبود زیرساخت و موانع فرهنگی شدیدتر می شود. عوامل میانجی شامل سمیت مالی، مشکلات حمل ونقل، سواد سلامت پایین و سوگیری های نظام سلامت هستند. در مجموع، علی رغم پیشرفت های درمانی، شکاف های دانشی مهمی باقی مانده است؛ از جمله نبود استانداردسازی سنجش پایگاه اجتماعی-اقتصادی، کمبود بازنمایی گروه های اقلیت و کشورهای در حال توسعه در کارآزمایی ها، تحلیل ناکافی میانجی گری علی متغیرهای قابل تغییر، و ارزیابی محدود مداخلات هدفمند در محیط های با منابع محدود. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی بر استانداردسازی شاخص ها، مطالعات طولی، تحلیل میانجی گری و ارزیابی مداخلات ساختاری (مانند گسترش پوشش بیمه، برنامه های غربالگری حساس به فرهنگ و کاهش موانع مالی) تمرکز کنند تا مراقبت های عادلانه تر فراهم آید و بار مرگ ومیر قابل پیشگیری کاهش یابد.

نویسندگان

محدثه حقانی فر

دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی، ایران