چندپارگی هویت زنانه و بازآفرینی نقش ها در سلف پرتره های سیندی شرمن: رویکردی روان کاوانه بر بازنمایی سوژه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 74

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICMSCA09_014

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

این مقاله با تمرکز بر سلف پرتره ها و به طور دقیق تر بر سازوکار «خود-صحنه پردازی» در آثار سیندی شرمن، می کوشد نسبت میان چندپارگی هویت زنانه، بازآفرینی نقش های اجتماعی و روانی، و مسئله بازنمایی سوژه را در چارچوبی روان کاوانه تبیین کند؛ مسئله اصلی آن است که چرا در تصاویر شرمن، زن نه به مثابه جوهری ثابت و دارای هویتی از پیش موجود، بلکه به صورت سطحی متکثر، گسسته، نمایشی و پیوسته در حال شدن ظاهر می شود و چگونه این وضعیت را می توان با ارجاع به مفاهیمی چون مرحله آینه ای، امر خیالی، شکاف سوژه، نگاه، میل، ابژه کوچک ، نقاب گونگی زنانگی و اجراپذیری هویت تحلیل کرد. فرض بنیادین پژوهش آن است که شرمن با حذف هرگونه ارجاع ساده لوحانه به «خود اصیل» و با قرار دادن بدن، چهره، پوشش، ژست، آرایش، نور، قاب بندی و کلیشه های بصری فرهنگ عامه در مدار بازی دلالتی پیچیده، نه تنها تصویر زن را بازتولید نمی کند، بلکه مکانیسم های تولید آن را آشکار می سازد؛ بدین معنا که سلف پرتره در آثار او کمتر محل افشای درونیت فردی و بیشتر صحنه ای برای برساخت، تعویض، فرسایش و ازهم گسیختگی موقعیت های سوژه گی است. از این منظر، هویت زنانه در کار شرمن نه امری طبیعی و نه وحدتی روانی، بلکه محصولی گفتمانی-تصویری است که در برخورد با نگاه دیگری، با سازوکارهای میل، با حافظه تصویری رسانه ها و با فانتزی های فرهنگی شکل می گیرد و در همان حال ترک می خورد، تعلیق می شود و امکان تثبیت نهایی خود را از دست می دهد در این پژوهش، روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسنادی است و خوانش آثار بر پایه ترکیبی از روان کاوی فرویدی و به ویژه لکان، همراه با آرای فمینیستی نزدیک به روان کاوی، سامان یافته است؛ زیرا خوانش سلف پرتره های شرمن بدون توجه به نحوه درهم تنیدگی میل، بازنمایی، جنسیت و قدرت، به سادگی به دو سوءتفاهم رایج فروکاسته می شود: نخست، تلقی آثار او به مثابه اعتراف نگاری تصویری یا خودزندگی نامه بصری، و دوم، تقلیل آن ها به مجموعه ای از نقدهای صریح و یک لایه به کلیشه های رسانه ای. یافته های مورد انتظار این تحقیق نشان می دهد که سلف پرتره های شرمن عرصه ای برای بازنمایی بحران سوژه مدرن و به ویژه سوژه زنانه در بستر فرهنگ تصویری متاخر هستند؛ سوژه ای که همواره در نسبت با دیگری دیده می شود، از خلال نگاه دیگری سازمان می یابد و در عین حال هیچ گاه به تمامی با تصویری که از خود عرضه می کند منطبق نمی شود. از این رو، «چندپارگی» در آثار شرمن صرفا به معنای تعدد نقش ها نیست، بلکه به معنای وجود شکافی ساختاری در خود سوژه است؛ شکافی که هر تصویر تازه می کوشد آن را بپوشاند، اما هم زمان خود به نشانه ای از تداوم آن بدل می شود. در نتیجه، مقاله حاضر استدلال می کند که بازآفرینی نقش ها در آثار شرمن را باید نه به منزله تکثیر آزادانه هویت ها، بلکه به عنوان مواجهه ای انتقادی با ناپایداری بازنمایی، سیاست نگاه، و ناممکنی دسترسی به «زن اصیل» فهم کرد؛ فهمی که می تواند به توسعه مباحث نظری در پژوهش هنر معاصر، مطالعات جنسیت و نقد روان کاوانه تصویر یاری رساند بر همین اساس، این مقاله می کوشد نشان دهد که شرمن با تبدیل سلف پرتره به صحنه ای برای تکثیر چهره ها و در عین حال تعلیق هویت، امکان بازاندیشی در باب سوژه، زنانگی، نگاه و امر تصویری را فراهم می آورد و از این جهت، آثار او در تاریخ هنر معاصر نه فقط نمونه ای شاخص از عکاسی مفهومی و پسامدرن، بلکه آزمایشگاهی نظری برای فهم مناسبات قدرت، میل و بازنمایی به شمار می آید.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

مریم سیاری

فارغ التحصیل کارشناسی ارشد پژوهش هنر دانشگاه علم و فرهنگ تهران،تهران،ایران.