بررسی هویت فرهنگی و هنری شهرستان دزفول
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3066
تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405
چکیده مقاله:
شهرستان دزفول در استان خوزستان، به واسطه هم نشینی میراث تاریخی، زیست بوم ویژه جلگه ای–رودمحور و استمرار سنت های اجتماعی، یکی از کانون های مهم شکل گیری و بازتولید هویت فرهنگی در جنوب غرب ایران به شمار می آید. هدف این پژوهش، تبیین مولفه ها و سازوکارهای شکل دهنده به هویت فرهنگی و هنری دزفول و واکاوی نحوه بازنمایی و انتقال آن در عرصه های معماری، هنرهای سنتی، آیین ها، زبان و الگوهای زیست شهری است. مسئله اصلی پژوهش آن است که هویت فرهنگی–هنری دزفول چگونه در پیوند میان «میراث ملموس» (بافت تاریخی، معماری بومی، صنایع دستی) و «میراث ناملموس» (آیین ها، موسیقی محلی، روایت های جمعی، مهارت های سنتی) شکل گرفته و در مواجهه با دگرگونی های معاصر (توسعه شهری، رسانه ای شدن، تغییر سبک زندگی) چه صورت بندی تازه ای می یابد.پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با اتکا بر مشاهده میدانی، تحلیل عناصر کالبدی و نشانه های بصری در فضاهای شهری، و مطالعه الگوهای کنش فرهنگی در اجتماعات محلی سامان یافته است. در بخش کالبدی، توجه ویژه ای به الگوهای معماری بومی، سازمان فضایی محلات، مصالح و تزیینات شاخص (به ویژه آجرکاری های محلی) و نسبت آن ها با اقلیم و شیوه زیست مردم شده است. در بخش فرهنگی–هنری، آیین های جمعی، مناسک مذهبی و اجتماعی، گونه های موسیقایی و روایت های شفاهی، و نیز مهارت های تولیدی و هنرهای سنتی به منزله حاملان معنا و حافظه تاریخی بررسی شده اند. تحلیل داده ها نشان می دهد که هویت دزفول نه یک امر ایستا، بلکه شبکه ای پویا از معانی است که از طریق تداوم مهارت ها و نمادها، بازآفرینی در مناسبات اجتماعی و بازنمایی در فضاهای شهری تثبیت می شود.یافته ها حاکی از آن است که معماری و شهر تاریخی دزفول نقش «هسته نمادین» در بازشناسی هویت دارد و هنرهای بومی به عنوان «مکانیزم انتقال بین نسلی» عمل می کنند. آیین ها و گردهمایی های محلی نیز کارکردی دوگانه دارند: از یک سو همبستگی اجتماعی را تقویت کرده و از سوی دیگر، الگوهای زیبایی شناختی و ارزش های فرهنگی را در قالب تجربه جمعی تکرار و تثبیت می کنند. بااین حال، فشارهای ناشی از نوسازی نامتوازن، کاهش کارکردهای سنتی برخی فضاهای شهری، و تغییرات اقتصادی–اجتماعی می تواند به گسست های تدریجی در زنجیره انتقال میراث ناملموس بینجامد. بر این اساس، پیشنهاد می شود سیاست های فرهنگی و مدیریت شهری با تمرکز بر صیانت از بافت تاریخی، حمایت از هنرمندان و استادکاران محلی، تقویت اقتصاد فرهنگ (گردشگری فرهنگی، بازارچه های صنایع دستی، رویدادهای هنری) و مستندسازی میراث ناملموس، زمینه تداوم و بازتولید خلاق هویت دزفول را فراهم آورند. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که هویت فرهنگی و هنری دزفول از تعامل هم زمان «مکان»، «حافظه»، «مهارت» و «مناسک» پدید می آید و ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به مزیت فرهنگی–اقتصادی پایدار در مقیاس منطقه ای دارد.
نویسندگان
فروغ رحمان پناه
اداره آموزش پرورش، دزفول ، هنرستان خاتم