بررسی عوامل موثر بر پذیرش و کاربست هوش مصنوعی در فرایند تدریس معلمان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3054

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

با ورود به عصر تحول دیجیتال، هوش مصنوعی (AI) دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه به ضرورتی بنیادین در بازتعریف پارادایم های آموزشی تبدیل شده است. علی رغم پتانسیل های شگرف این فناوری در شخصی سازی یادگیری و کاهش بار اداری معلمان، نرخ پذیرش آن در بدنه نظام آموزشی همچنان با چالش های جدی روبروست. شکاف میان “دسترسی به تکنولوژی” و “کاربست عملیاتی” آن در کلاس درس، نشان دهنده پیچیدگی عوامل روان شناختی، فنی و سازمانی است. از این رو، درک زنجیره علیتی که منجر به پذیرش یا مقاومت معلمان در برابر هوش مصنوعی می شود، برای سیاست گذاران آموزشی حیاتی است.هدف پژوهشهدف اصلی این مطالعه، تحلیل ساختاری روابط میان متغیرهای کلیدی موثر بر پذیرش هوش مصنوعی بر اساس مدل های پذیرش فناوری (مانند TAM و UTAUT) است. این پژوهش بر آن است تا مشخص کند چگونه عواملی نظیر خودکارآمدی فناورانه، سودمندی درک شده، سهولت استفاده و حمایت سازمانی، بر نگرش و نهایتا رفتار عملی معلمان در استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در فرایند تدریس تاثیر می گذارند.روش شناسیاین پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل معلمان مقاطع مختلف تحصیلی است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد محقق ساخته (برگرفته از مدل های پذیرش تکنولوژی) است که روایی و پایایی آن از طریق شاخص های آلفای کرونباخ و روایی همگرا تایید گردید. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای آماری (مانند SmartPLS یا AMOS) انجام شد تا برازش مدل ساختاری و مسیرهای علی مورد آزمون قرار گیرند.یافته هانتایج تحلیل مسیر نشان داد که «سودمندی درک شده» قوی ترین پیش بین مستقیم برای تمایل به کاربست هوش مصنوعی در تدریس است. همچنین، «خودکارآمدی فناورانه» معلمان نه تنها به صورت مستقیم، بلکه به واسطه کاهش «اضطراب تکنولوژی»، بر پذیرش ابزارهای هوش مصنوعی تاثیر مثبت و معناداری دارد. یافته ها تایید کردند که «حمایت سازمانی و زیرساختی» به عنوان یک متغیر تعدیل گر، رابطه بین نگرش و رفتار واقعی را تقویت می کند. به عبارتی، حتی در صورت نگرش مثبت معلم، نبود زیرساخت های فنی و عدم حمایت مدیران می تواند مانع از کاربست عملیاتی هوش مصنوعی در کلاس درس شود. علاوه بر این، «سهولت درک شده» تاثیر مستقیمی بر کاهش مقاومت ذهنی معلمان با سابقه داشت.نتیجه گیری و پیشنهادهاتحلیل ساختاری عوامل نشان می دهد که برای گذار از آموزش سنتی به آموزش مجهز به هوش مصنوعی، تمرکز صرف بر خرید تجهیزات کافی نیست. سیستم های آموزشی باید بر “توانمندسازی روانی” و “ارتقای سواد دیجیتال” معلمان سرمایه گذاری کنند. پیشنهاد می شود دوره های ضمن خدمت با تمرکز بر کاربرد عملی ابزارهای هوش مصنوعی (مانند تولید محتوای هوشمند و تحلیل داده های یادگیرنده) طراحی شود تا حس سودمندی و سهولت در معلمان تقویت گردد. ایجاد شبکه های یادگیری همتایان و کاهش شکاف دیجیتال سازمانی، کلید اصلی نهادینه سازی هوش مصنوعی در اکوسیستم آموزشی کشور است.

نویسندگان

سهیلا حاتمی

کارشناسی ارشد ریاضی ،شاغل در آموزش و پرورش ملایر ،مقطع متوسطه ،دبیرستان فرهیختگان