طراحی چارچوبی برای استفاده مسئولانه و تربیتی از هوش مصنوعی در مدارس
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 54
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_6252
تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405
چکیده مقاله:
تحول دیجیتال در نظام های آموزشی، به ویژه با گسترش سریع هوش مصنوعی در مدارس، فرصت های تازه ای برای بهبود یاددهی–یادگیری، شخصی سازی آموزش، ارتقای ارزشیابی و افزایش بهره وری مدیریتی فراهم کرده است. با این حال، بهره گیری بدون ضابطه از این فناوری می تواند به بروز چالش هایی همچون تضعیف تفکر انتقادی، وابستگی شناختی دانش آموزان، نقض حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی، نابرابری آموزشی و کاهش نقش تربیتی معلم بینجامد. از این رو، مسئله اصلی پژوهش حاضر، طراحی چارچوبی برای استفاده مسئولانه و تربیتی از هوش مصنوعی در مدارس است؛ چارچوبی که ضمن بهره مندی از ظرفیت های فناورانه، با اهداف تربیتی، ارزش های اخلاقی و الزامات آموزشی مدرسه هم راستا باشد.پژوهش حاضر با رویکردی کاربردی و توسعه ای، در پی آن است که ابعاد، مولفه ها و الزامات استقرار استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در آموزش را در بستر مدرسه شناسایی و تبیین کند. در این چارچوب، مدرسه نه صرفا به عنوان محیطی فناورانه، بلکه به مثابه نهادی تربیت محور در نظر گرفته می شود که هر فناوری باید در خدمت رشد شناختی، اخلاقی، اجتماعی و هویتی دانش آموز قرار گیرد. بر این اساس، چارچوب پیشنهادی بر پنج بعد اصلی استوار است: بعد تربیتی، بعد اخلاقی، بعد آموزشی، بعد حکمرانی و سیاست گذاری، و بعد زیرساختی–فناورانه. در بعد تربیتی، بر تقویت عاملیت یادگیرنده، مسئولیت پذیری، سواد دیجیتال و پرورش تفکر انتقادی تاکید می شود. در بعد اخلاقی، اصولی مانند شفافیت، عدالت، حفظ حریم خصوصی، امنیت داده و پاسخ گویی مدنظر قرار می گیرد. در بعد آموزشی، استفاده از هوش مصنوعی باید در جهت پشتیبانی از یادگیری عمیق، بازخورد هوشمند، یادگیری شخصی سازی شده و توانمندسازی معلمان هدایت شود. همچنین در بعد حکمرانی، تدوین خط مشی های روشن، تعیین حدود استفاده، نظارت نهادی و مشارکت ذی نفعان ضروری است. بعد زیرساختی نیز شامل دسترسی عادلانه، آموزش کاربران، پشتیبانی فنی و آمادگی سازمانی مدارس است.یافته های مفهومی این پژوهش نشان می دهد که موفقیت در کاربرد تربیتی هوش مصنوعی در مدارس، نه در صرف دسترسی به ابزارها، بلکه در طراحی سازوکاری متوازن میان نوآوری و مسئولیت پذیری نهفته است. بر این اساس، چارچوب پیشنهادی می تواند به مدیران، سیاست گذاران آموزشی، معلمان و برنامه ریزان در تصمیم گیری آگاهانه درباره نحوه ادغام هوش مصنوعی در محیط مدرسه کمک کند و از تقلیل آموزش به فرایندی صرفا فناورانه جلوگیری نماید. همچنین، این چارچوب زمینه ای برای تدوین دستورالعمل های اجرایی، برنامه های توانمندسازی حرفه ای و الگوهای ارزشیابی متناسب با آموزش هوشمند و تربیت محور فراهم می آورد. در مجموع، پژوهش حاضر بر این نکته تاکید دارد که آینده آموزش هوشمند در مدارس زمانی مطلوب و پایدار خواهد بود که هوش مصنوعی نه به عنوان جایگزین معلم، بلکه به عنوان ابزاری مکمل، مسئولانه و تربیت مدار به کار گرفته شود.
نویسندگان
پری قیاسی
آموزش و پرورش دزفول .آموزشگاه شهید قمشی