بررسی ارتباط انگیزه دانش آموز با اثربخشی روش های تدریس فعال در یادگیری دروس مقطع ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_444

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

روش های تدریس فعال که در آنها دانش آموز نقش یک گیرنده منفعل را کنار می گذارد و به عنوان یک مشارکت کننده فعال، کاوشگر، مسئله گشا و سازنده دانش در فرآیند یادگیری ظاهر می شود، در چند دهه اخیر به عنوان موثرترین رویکردهای آموزشی برای یادگیری عمیق، پایدار و معنادار شناخته شده اند. با این حال، اثربخشی این روش ها (مانند یادگیری مبتنی بر پروژه، یادگیری مبتنی بر مسئله، یادگیری مشارکتی، ایفای نقش و بحث گروهی) به شدت به یک عامل کلیدی و تعیین کننده وابسته است: انگیزه دانش آموز. به عبارت دیگر، یک روش تدریس فعال، اگرچه ذاتا جذاب تر از سخنرانی سنتی است، اما اگر دانش آموز از انگیزه درونی (علاقه، کنجکاوی، لذت از یادگیری) و انگیزه بیرونی (میل به موفقیت، اجتناب از نمره بد) کافی برخوردار نباشد، نمی تواند تاثیر مطلوب خود را بر یادگیری بگذارد. برعکس، دانش آموزی که از انگیزه بالایی برخوردار است، حتی در روش های سنتی نیز می تواند موفق باشد، اما در روش های فعال، این انگیزه به اوج خود می رسد و یادگیری را به سطحی فراتر از حفظ طوطی وار ارتقا می دهد. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان انگیزه دانش آموز (درونی و بیرونی) و اثربخشی روش های تدریس فعال بر یادگیری دروس مقطع ابتدایی انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق آمیخته (ترکیبی) از نوع طرح هم زمان (کیفی-کمی) صورت گرفته است. در بخش کمی، ۲۴۰ نفر از دانش آموزان پایه چهارم و پنجم ابتدایی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به مدت ۱۰ جلسه در معرض روش های تدریس فعال (پروژه محور، گروهی، بحث، نقش آفرینی) قرار گرفتند. قبل از شروع مداخله، پرسشنامه انگیزش تحصیلی (هارتر) با پایایی ۸۸/۰ و پس از پایان مداخله، آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته (با روایی محتوایی تایید شده و پایایی ۸۷/۰) بر روی دانش آموزان اجرا شد. در بخش کیفی، با ۱۵ نفر از معلمان شرکت کننده در پژوهش و ۲۰ نفر از دانش آموزان مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق به عمل آمد. یافته های کمی نشان داد که بین انگیزه تحصیلی دانش آموزان (به ویژه انگیزه درونی) و میزان یادگیری آن ها از طریق روش های تدریس فعال همبستگی مثبت و قوی وجود دارد (۶۸/۰. r=دانش آموزانی که در پیش آزمون انگیزه درونی بالاتری داشتند، در پس آزمون پیشرفت تحصیلی به طور معناداری نمرات بالاتری کسب کردند. در مقابل، دانش آموزان با انگیزه بیرونی (فشار نمره و اجبار) عملکرد پایین تری داشتند و مشارکت آن ها در فعالیت های گروهی و پروژه ها سطحی و ظاهری بود. تحلیل کیفی داده ها منجر به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۱۸ مضمون فرعی گردید که شامل: ۱) نقش انگیزه درونی در مشارکت فعال و عمیق، ۲) نقش انگیزه بیرونی در مشارکت ظاهری و سطحی، ۳) تفاوت اثربخشی روش های مختلف تدریس فعال بر اساس نوع انگیزه، ۴) عوامل معلم محور موثر بر انگیزه در محیط تدریس فعال (بازخورد، جو کلاس، سبک مدیریت)، و ۵) چالش های ایجاد انگیزه در روش های تدریس فعال (تراکم بالا، کمبود منابع) می باشند. نتایج پژوهش نشان می دهد که اثربخشی روش های تدریس فعال به شدت به سطح انگیزه درونی دانش آموزان وابسته است. برای دانش آموزانی که انگیزه درونی پایینی دارند (یا انگیزه بیرونی صرف دارند)، روش های فعال به تنهایی کافی نیستند و نیاز به مداخلات انگیزشی پیش نیاز (مانند ایجاد علاقه، ارتباط با زندگی واقعی، و تقویت خودکارآمدی) دارند.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

جمیله دهپاسی مازوکله پشته

کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه تنکابن، استان گیلان سمت آموزگار

عاطفه خانعلی نیاسیاهکلرودی

کارشناسی آموزش وپرورش ابتدایی دانشگاه تربیت معلم بنت الهدی صدر رشت