سبک های فرزند پروری در قرآن با تاکید بر اعتدال میان محبت و قاطعیت و مقایسه با نظریه بامریند

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_2223

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

فرزندپروری از مهم ترین عوامل شکل دهنده شخصیت، رفتار و سلامت روانی فرزندان است و همواره مورد توجه آموزه های دینی و نظریه های روان شناختی قرار داشته است. هدف این پژوهش، بررسی سبک های فرزندپروری در قرآن کریم با تاکید بر اصل اعتدال میان محبت و قاطعیت و مقایسه آن با نظریه سبک های فرزندپروری بامریند است. این پژوهش با روش مروری تحلیلی انجام شده و داده های مورد نیاز از طریق مطالعه آیات قرآن کریم، تفاسیر معتبر و منابع علمی مرتبط با نظریه های فرزندپروری گردآوری و تحلیل شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم در تربیت فرزندان بر رویکردی متعادل و جامع تاکید دارد که در آن محبت، مهربانی، تکریم شخصیت و حمایت عاطفی فرزند با هدایت، نظارت، مسئولیت پذیری و قاطعیت تربیتی همراه است. بررسی الگوهای تربیتی مطرح شده در قرآن، به ویژه در داستان های حضرت لقمان(ع)، حضرت یعقوب(ع) و سایر پیامبران، نشان می دهد که والدین موفق ضمن برقراری ارتباط عاطفی و محبت آمیز با فرزندان، در انتقال ارزش ها، تعیین حدود رفتاری و اصلاح انحرافات نیز نقش فعالی ایفا می کنند. همچنین مقایسه این آموزه ها با نظریه بامریند نشان می دهد که سبک فرزندپروری مقتدرانه (Authoritative) بیشترین همخوانی را با الگوی قرآنی دارد؛ زیرا هر دو بر ترکیب محبت، حمایت عاطفی، گفت وگو، نظارت و قاطعیت منطقی تاکید می کنند. در مقابل، سبک های مستبدانه، سهل گیرانه و غفلت کننده با رویکرد متعادل و انسان محور قرآن همخوانی کمتری دارند.در نتیجه، می توان گفت که الگوی فرزندپروری قرآنی بر اصل اعتدال استوار بوده و با ایجاد توازن میان محبت و قاطعیت، زمینه رشد همه جانبه، استقلال، مسئولیت پذیری، سلامت روان و تعالی اخلاقی فرزندان را فراهم می سازد. این الگو ضمن برخورداری از ابعاد معنوی و اخلاقی، در بسیاری از مولفه ها با یافته های نوین روان شناسی، به ویژه سبک مقتدرانه بامریند، همسو است و می تواند به عنوان چارچوبی کارآمد برای تربیت فرزندان در خانواده های معاصر مورد استفاده قرار گیرد.

نویسندگان

سید محمد قلمکاریان

استادیار،گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

مینا سادات مسعودی

دانشجوی کارشناسی ارشد، رشته روانشناسی(گرایش تربیتی)، دانشگاه پیام نور، اصفهان، ایران