تحلیل نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش و چالش های مدیریتی آن در مدارس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 113

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NCPP12_1492

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

هوش مصنوعی (AI) در یک دهه اخیر از یک مفهوم علمی-تخیلی به واقعیتی ملموس در زندگی روزمره تبدیل شده است. از الگوریتم های توصیه گر نتفلیکس و آمازون گرفته تا دستیارهای صوتی مانند سیری و الکسا، هوش مصنوعی نحوه کار، خرید، ارتباط و حتی تفکر ما را دگرگون کرده است. با این حال، یکی از دیرپاترین و مقاوم ترین نهادها در برابر این تحول، نظام آموزشی سنتی بوده است. کلاس های درس امروزی در بسیاری از کشورها، با وجود تخته های هوشمند و تبلت ها، هنوز ساختاری یکسان، برنامه درسی یکنواخت، و روش ارزشیابی جمعی دارند که ریشه در انقلاب صنعتی قرن نوزدهم دارد. در این میان، هوش مصنوعی نوید تحقق رویایی دیرینه در تعلیم و تربیت را می دهد: شخصی سازی واقعی آموزش. رویایی که در آن هر دانش آموز با سرعت خود، بر اساس سبک یادگیری منحصربه فرد خود، و با محتوایی که دقیقا متناسب با سطح دانش و نقاط قوت و ضعف او طراحی شده است، پیش می رود. این مقاله به تحلیل نظام مند نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش می پردازد و سپس چالش های مدیریتی پیچیده ای که مدارس در مسیر پیاده سازی این فناوری با آنها مواجه می شوند، کالبدشکافی می کند. در بخش اول، مبانی نظری شخصی سازی آموزش (از نظریه منطقه تقریبا رشد ویگوتسکی تا مدل های یادگیری تطبیقی) مرور می شود. در بخش دوم، کاربردهای مشخص هوش مصنوعی در شش حوزه معرفی می گردد: سیستم های آموزشی تطبیقی (مانل، کارنگی لرنینگ)، دستیارهای هوشمند معلم، تولید خودکار محتوا، ارزشیابی هوشمند و بازخورد فوری، تحلیل پیش بینانه افت تحصیلی، و فناوری های فراگیر برای دانش آموزان با نیازهای ویژه. بخش سوم قلب مقاله است و به هفت چالش مدیریتی اساسی در مدارس می پردازد: چالش زیرساخت و شکاف دیجیتال (دسترسی نابرابر به سخت افزار و اینترنت)، چالش حریم خصوصی و امنیت داده های دانش آموزان، چالش مقاومت معلمان و نیاز به بازآموزی گسترده، چالش هزینه های پیاده سازی و نگهداری، چالش الگوریتم هراسی و شفافیت (اعتماد به تصمیمات هوش مصنوعی)، چالش یکسان سازی در برابر شخصی سازی (نگرانی از تضعیف تجربه جمعی یادگیری)، و چالش شکاف مهارتی در مدیران مدارس. در بخش چهارم، سه مطالعه موردی از کشورهای پیشرو در این حوزه (استونی، سنگاپور و فنلاند) و دو نمونه از مدارس ایران (که گام های اولیه در استفاده از سامانه های هوشمند برداشته اند) بررسی می شود. در نهایت، یک مدل مفهومی شش لایه برای پیاده سازی موفق هوش مصنوعی در مدارس ارائه می شود که شامل: ارزیابی آمادگی، سرمایه گذاری زیرساختی، توانمندسازی معلمان، طراحی خط مشی اخلاقی-قانونی، مشارکت والدین و جامعه، و ارزشیابی مستمر تاثیر. مقاله با این نتیجه گیری به پایان می رسد که هوش مصنوعی یک «جایگزین» برای معلم نیست، بلکه یک «ابزار تحول آفرین» است که در صورت مدیریت هوشمندانه، می تواند معلمان را از کارهای تکراری و اداری آزاد کند و زمان آنها را برای ارتباط انسانی عمیق تر با دانش آموزان افزایش دهد. اما بدون توجه پیش دستانه به چالش های مدیریتی، این فناوری نه تنها کمکی نمی کند، بلکه شکاف های آموزشی موجود را عمیق تر خواهد ساخت.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

هانیه عاشوری ثابت نفوتی

کارشناس ارشد مدیریت آموزشی