از زیان خصوصی تا آسیب عمومی: بازخوانی مسئولیت مدنی شرکت ها در پرتو حقوق عامه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 60 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

UPRISR01_085

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

گسترش نقش شرکت ها در اقتصاد شبکه ای، صنایع پرریسک و بازارهای انبوه، الگوی کلاسیک مسئولیت مدنی را که در سنت حقوقی ما غالبا برای زیان خصوصی و رابطه ی مستقیم زیان دیده و زیان زننده طراحی شده بود، در برابر واقعیتی پیچیده تر قرار داده است: آسیب عمومی. آسیب عمومی در این مقاله ناظر به زیان هایی است که علاوه بر صدمه به افراد معین، به طور گسترده یا ساختاری امنیت، سلامت، محیط زیست، رقابت سالم، اعتماد عمومی و حقوق مصرف کننده را مخدوش می سازد و از حیث دامنه، استمرار و دشواری انتساب، به سادگی در قالب های سنتی ضرر و سببیت نمی گنجد. از همین رو، پرسش مرکزی آن است که آیا نظام مسئولیت مدنی موجود، با تکیه بر قواعد عام اتلاف و تسبیب و با پشتوانه قانون مسئولیت مدنی، ظرفیت کافی برای پاسخ دهی به آسیب های عمومی ناشی از فعالیت های شرکتی دارد یا آنکه باید بر مبنای حقوق عامه، بازخوانی مفهومی و بازتنظیم نهادی صورت گیرد. مبنای اساسی این بازخوانی، نخست در منظومه حقوق اساسی و عمومی قابل ردیابی است. قاعده منع اضرار به غیر در سطح بنیادین، هم در منطق حقوقی و هم در نظام تقنینی ما حضور دارد؛ چنان که مطابق اصل چهلم قانون اساسی، اعمال حق تا جایی معتبر است که موجب اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی نشود و اصل پنجاهم نیز با رویکردی پیشرو، حفاظت از محیط زیست را تکلیف عمومی و ممنوعیت فعالیت های مخرب را اعلام می کند. علاوه بر این، وظیفه ی حاکمیتی در صیانت از حقوق عامه در ساختار قضایی نیز انعکاس یافته و از جمله در اصل یکصد و پنجاه و ششم، نقش قوه قضاییه در احیای حقوق عامه و گسترش عدالت مورد تصریح قرار گرفته است. این اصل ها، به صورت ضمنی اما قدرتمند، مبنای تفسیر موسع از مسئولیت مدنی شرکت ها را در برابر آسیب های عمومی فراهم می کنند: یعنی هنگامی که فعالیت اقتصادی یک شرکت، اثرات بیرونی گسترده تولید می کند، صرف اتکاء به آزادی کسب وکار یا استقلال شخصیت حقوقی، نمی تواند حصاری در برابر مطالبه ی پاسخگویی باشد. در سطح قوانین عادی، قانون مسئولیت مدنی با محوریت اصل جبران خسارت، به ویژه در ماده ی ۱ که هرکس را در صورت ایراد ضرر عمدی یا ناشی از بی احتیاطی یا نقض حق، مسئول جبران می شناسد، ظرفیت مهمی برای انتساب مسئولیت به اشخاص حقوقی دارد. با این حال، چالش اصلی در آسیب های عمومی، نه اصل قابلیت مسئولیت، بلکه گستره ضرر، معیار تقصیر، و پیچیدگی سببیت است. بر این اساس مقاله استدلال می کند که باید به سوی پذیرش نظریه ای منسجم از تقصیر سازمانی حرکت کرد؛ تقصیری که در آن، ناکارآمدی نظام کنترل داخلی، فقدان مدیریت ریسک، پنهان کاری یا افشای ناقص، و طراحی نادرست فرایندها، جایگزین نگاه سنتی صرفا فردمحور به تقصیر می شود. این رویکرد، از حیث منطقی با مفهوم نوین حاکمیت شرکتی همسو است و می تواند حلقه ی اتصال حقوق خصوصی و حقوق عمومی در محافظت از حقوق عامه باشد. پشتوانه فقهی این توسعه تفسیری نیز قابل اعتناست. قواعدی چون لاضرر و لاضرار، اتلاف و تسبیب، و نیز قاعده غرور در موارد فریب بازار و مصرف کننده، ظرفیت آن را دارند که مسئولیت شرکت را حتی در وضعیت هایی که زیان دیدگان متعدد و پراکنده اند، توجیه کنند. بر مبنای این قواعد، هرگاه فعالیت شرکتی سبب ایجاد خطر یا تحقق زیان گردد، اصل بر ضمان است و تغییر مقیاس فعالیت از فردی به سازمانی، نباید موجب تضعیف حق جبران شود؛ بلکه برعکس، به دلیل شدت خطر اجتماعی و امکان برون سپاری مسئولیت در ساختارهای پیچیده، ضرورت اتخاذ معیارهای سخت گیرانه تر مراقبت روشن تر می شود. در تراز حقوق بشر نیز تحول معنا دار است. حقوق بنیادینی مانند حق بر سلامت و حق بر محیط زیست سالم (یا دست کم حق بر شرایط زیست انسانی سالم در خوانش های نوین)، در اسناد بین المللی و رویه های تفسیری، شرکت ها را به عنوان بازیگران موثر در تحقق یا نقض این حقوق برجسته می سازند. افزون بر این، چارچوب های نرم حقوقی مانند اصول راهنمای سازمان ملل درباره کسب وکار و حقوق بشر بر سه گانه ی «وظیفه دولت در حمایت»، «مسئولیت شرکت در احترام»، و «حق دسترسی به جبران» تاکید می کند؛ تاکیدی که با منطق مقاله در ضرورت تقویت سازوکارهای جبران خسارت جمعی و پیشگیرانه هم آواست. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حقوق عامه در حوزه مسئولیت مدنی شرکت ها، سه کارکرد سامان دهنده دارد: (۱) توسعه مفهوم ضرر از زیان صرفا شخصی به آسیب های جمعی، دیرپا و ساختاری؛ (۲) ارتقای معیار تقصیر از خطای فردی به قصورهای سازمانی و نهادی؛ و (۳) تکمیل الگوهای جبران با رویکردهای ترمیمی و پیشگیرانه، از جمله امکان طراحی صندوق های جبرانی، دستورهای قضایی برای توقف فعالیت زیان بار، و سازوکارهای نمایندگی منافع عمومی در فرآیند مطالبه خسارت. بر این اساس، مقاله نتیجه می گیرد که بازخوانی مسئولیت مدنی شرکت ها در پرتو حقوق عامه، نه یک گرایش تزیینی یا خطابه ای، بلکه ضرورتی حقوقی برای توازنی عقلانی میان آزادی فعالیت اقتصادی و مصونیت جامعه از آسیب های سازمان یافته است؛ توازنی که هم با روح قانون اساسی و هم با قواعد فقهی ضمان و هم با منطق معاصر حقوق بشر سازگار است.

نویسندگان

سجاد حاجبی خانیکی

پژوهشگر دکتری حقوق خصوصی؛ وکیل پایه یک دادگستری و استاد دانشگاه

هما خرمی

کارشناس ارشد حقوق ثبت اسناد و املاک؛ وکیل پایه یک دادگستری و استاد دانشگاه