رابطه بین سبک های دلبستگی و شدت علائم افسردگی(بررسی زنان و زایمان)
محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی حقوق، مدیریت، علوم تربیتی، روانشناسی و مدیریت برنامه ریزی آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 76
فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMACO03_3274
تاریخ نمایه سازی: 16 خرداد 1405
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: افسردگی پس از زایمان یکی از شایع ترین اختلالات روان شناختی در زنان است که می تواند پیامدهای جدی برای سلامت مادر و کودک داشته باشد. سبک های دلبستگی ناایمن و دشواری در تنظیم هیجان از جمله عوامل روان شناختی مهمی هستند که در بروز و تداوم افسردگی نقش دارند. هدف این پژوهش بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی ناایمن و دشواری در تنظیم هیجان با علائم افسردگی در زنان پس از زایمان و مقایسه با گروه غیر پس از زایمان بود.روش: این مطالعه ی مقطعی بر روی دو گروه مادران (پس از زایمان و غیر پس از زایمان) انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک (BDI)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) و پرسشنامه تجدیدنظر شده ی تجارب در روابط نزدیک (ECR-R) گردآوری شدند. تحلیل داده ها با آزمون های همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندگانه و آزمون سوبل برای بررسی نقش میانجی انجام شد.یافته ها: نتایج نشان داد که نمرات افسردگی در گروه پس از زایمان به طور معناداری بالاتر از گروه غیر پس از زایمان بود. سبک دلبستگی اضطرابی ارتباط قوی تری با افسردگی نسبت به سبک اجتنابی داشت. دشواری در تنظیم هیجان با افسردگی رابطه ی مثبت و معنادار نشان داد و در گروه پس از زایمان نقش میانجی جزئی میان سبک های دلبستگی ناایمن و افسردگی ایفا کرد. در گروه غیر پس از زایمان این اثر میانجی مشاهده نشد. همچنین، مادران اجتنابی در زیرمقیاس وضوح هیجانی دشواری بیشتری نسبت به مادران اضطرابی داشتند.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که سبک های دلبستگی ناایمن و دشواری در تنظیم هیجان عوامل کلیدی در بروز افسردگی پس از زایمان هستند. نقش میانجی تنظیم هیجان بیانگر آن است که مداخلات بالینی مبتنی بر آموزش راهبردهای سازگار تنظیم هیجان (مانند ACT و DBT) می توانند در پیشگیری و درمان افسردگی پس از زایمان موثر باشند. پژوهش های آینده باید با طراحی طولی، استفاده از نمونه های بالینی و بررسی زمینه های فرهنگی متنوع، تصویر کامل تری از این روابط ارائه دهند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مژگان سلیمی کوچی
فوق لیسانس روانشناسی تربیتی