چالش ها و راهکارهای عدالت آموزشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 79

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_11446

تاریخ نمایه سازی: 16 خرداد 1405

چکیده مقاله:

عدالت آموزشی، به عنوان یکی از بنیادی ترین اصول نظام های آموزشی پیشرفته و یکی از مهم ترین شاخص های توسعه یافتگی جوامع، به معنای فراهم کردن فرصت های برابر یادگیری برای همه دانش آموزان، صرف نظر از جنسیت، قومیت، زبان مادری، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، منطقه جغرافیایی، و توانایی های جسمانی و ذهنی است. عدالت آموزشی با «برابری آموزشی» تفاوت دارد. برابری به معنای ارائه منابع یکسان به همه است (همه دانش آموزان کتاب یکسان، معلم یکسان، امکانات یکسان دریافت می کنند). عدالت به این معناست که هر دانش آموز به اندازه نیازهای خاص خود منابع و حمایت دریافت کند تا به پتانسیل واقعی خود دست یابد. یک نظام آموزشی عادلانه، دانش آموزان محروم و آسیب پذیر (مانند دانش آموزان مناطق محروم روستایی و حاشیه شهرها، دانش آموزان دارای نیازهای ویژه، دانش آموزان دو زبانه، و دختران در مناطق سنتی) را با حمایت های مضاعف، فرصت جبران عقب ماندگی می دهد. با این حال، نظام آموزشی ایران با چالش های عمیق، ریشه دار و چندلایه در تحقق عدالت آموزشی مواجه است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مهم ترین چالش های عدالت آموزشی در ایران و ارائه راهکارهای عملی و سیاستی برای کاهش نابرابری ها انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا و با رویکرد توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. داده ها از طریق مطالعه اسنادی و مرور نظام مند منابع معتبر داخلی و خارجی در حوزه برنامه ریزی درسی، جامعه شناسی آموزش و پرورش، اقتصاد آموزش، و مطالعات عدالت اجتماعی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین چالش های عدالت آموزشی در ایران در هفت حوزه قابل دسته بندی است: چالش توزیع نابرابر امکانات فیزیکی و تجهیزات آموزشی (وجود مدارس کانکسی و تخریبی در مناطق محروم در مقابل مدارس مجهز و هوشمند در مناطق برخوردار)، چالش توزیع نابرابر نیروی انسانی متخصص (تمرکز معلمان باتجربه، کارآمد و متخصص در شهرهای بزرگ و مناطق مرفه و اعزام معلمان کم تجربه و طرحی به مناطق محروم)، چالش محتوای برنامه درسی متمرکز و یکسان (نادیده گرفتن تفاوت های زبانی، فرهنگی و جغرافیایی دانش آموزان، و تحمیل محتوای نامرتبط به دانش آموزان مناطق عشایری، روستایی و با فرهنگ های خاص)، چالش نابرابر در دسترسی به فناوری و اینترنت (شکاف دیجیتال عمیق میان مناطق شهری برخوردار با مناطق روستایی و حاشیه نشین که در دوره کرونا به اوج خود رسید)، چالش نظام ارزشیابی متمرکز و کنکورمحور (کنکور سراسری به عنوان بزرگ ترین مانع عدالت آموزشی، زیرا دانش آموزان مناطق محروم که از امکانات آموزشی و کلاس های کنکور محروم هستند، شانس بسیار کمتری برای قبولی در رشته های خوب دانشگاه های برتر دارند)، چالش نابرابری جنسیتی و قومیتی (محدودیت های تحصیلی برای دختران در برخی مناطق سنتی، کمبود مدارس دخترانه در مناطق روستایی، و نادیده گرفتن زبان مادری دانش آموزان دو زبانه)، و چالش کمبود بودجه و تخصیص ناعادلانه منابع مالی (تخصیص بودجه آموزشی بر اساس جمعیت عمومی و نه بر اساس میزان محرومیت مناطق، که عملا مناطق محروم را از بودجه سرانه بیشتری محروم می کند). بر اساس یافته ها، راهکارهایی در پنج سطح ارائه شده است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

فاطمه ضیائی نافچی

کارشناسی ریاضی کاربردی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان اصفهان

یحیی اسمعیل زاده

کارشناسی ارشد ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه پیام نور مرکز شهرکرد