یافته های علوم اعصاب و تحول روش های تدریس در آموزش ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SKILPLUS02_319

تاریخ نمایه سازی: 16 خرداد 1405

چکیده مقاله:

آموزش ابتدایی به عنوان پایه و اساس نظام تعلیم و تربیت، نیازمند بهره گیری از رویکردهای نوین و علمی برای ارتقای سطح یادگیری و توسعه همه جانبه دانش آموزان است. در دهه های اخیر، پیوند میان علوم اعصاب و علوم تربیتی افق های جدیدی را پیش روی معلمان و پژوهشگران آموزشی گشوده است. هدف اصلی این مقاله مروری، بررسی و تحلیل عمیق یافته های علوم اعصاب و نقش آن ها در تحول روش های تدریس در مقطع ابتدایی است. با توجه به انعطاف پذیری عصبی بالا در سنین کودکی، شناخت ساختار و عملکرد مغز می تواند به طراحی الگوهای تدریس موثرتر و منطبق بر نیازهای شناختی دانش آموزان منجر شود. این پژوهش با واکاوی مفاهیمی همچون استراحت های ذهنی، فعالیت های جسمانی هدفمند و تمرینات شناختی نشان می دهد که چگونه می توان با کاهش حواس پرتی و افزایش تمرکز، محیط های یادگیری پویا و جذابی خلق کرد. علاوه بر این، اهمیت توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان از منظر عصب شناختی و تاثیر آن بر شخصی سازی آموزش مورد بحث قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که تلفیق اصول علوم اعصاب در برنامه های درسی نه تنها پیشرفت تحصیلی را تسریع می کند، بلکه خودکارآمدی، انگیزه درونی، و سلامت روان فراگیران را نیز بهبود می بخشد. در نهایت، این مطالعه چشم اندازی روشن برای سیاست گذاران و مجریان آموزشی ترسیم می کند تا با اتخاذ سیاست های مبتنی بر شواهد علمی، گامی اساسی در جهت بهینه سازی نظام آموزش ابتدایی و تربیت نسلی توانمند، خلاق و سازگار با چالش های دنیای مدرن بردارند. تحول در روش های تدریس دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر برای همگامی با پیشرفت های علمی است.

نویسندگان

مریم برفی نژاد

لیسانس علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان یاسوج