تحلیل جامعه شناختی اضطراب امتحان و فشارهای اجتماعی بر دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_332
تاریخ نمایه سازی: 13 خرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی اضطراب امتحان و فشارهای اجتماعی بر دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران انجام شد. اضطراب امتحان به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات روانی-تربیتی در میان دانش آموزان، نه تنها تحت تاثیر عوامل فردی (مانند شخصیت، خودکارآمدی و راهبردهای مقابله) بلکه به شدت تحت تاثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و ساختاری نیز قرار دارد. فشارهای اجتماعی از منابع متعددی از جمله خانواده (انتظارات تحصیلی بالا، مقایسه با خواهر و برادر موفق، تنبیه و تشویق مشروط)، مدرسه (رقابت شدید نمره محور، معلمان سخت گیر، جو کلاس رقابتی)، همسالان (فشار گروهی، ترس از قضاوت، طرد اجتماعی) و رسانه ها (تبلیغ دانش آموزان نمونه، تصویرسازی از موفقیت به عنوان تنها مسیر خوشبختی) نشات می گیرند. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی با رویکرد آمیخته (کمی و کیفی)، ۳۵۰ نفر از دانش آموزان پایه یازدهم و دوازدهم به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و پرسشنامه های اضطراب امتحان و فشارهای اجتماعی را تکمیل کردند. همچنین با ۱۵ نفر از دانش آموزان (با اضطراب امتحان بالا و پایین)، ۱۰ نفر از والدین و ۸ نفر از معلمان مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق انجام شد. یافته های کمی نشان داد که بین فشارهای اجتماعی ادراک شده (از خانواده، مدرسه، همسالان و رسانه) با اضطراب امتحان همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. قوی ترین همبستگی مربوط به فشار خانواده و سپس فشار مدرسه بود. دانش آموزانی که والدین آن ها انتظارات غیرواقعی داشتند و مدام نمرات آن ها را با دیگران مقایسه می کردند، بالاترین نمرات اضطراب امتحان را نشان دادند. نتایج کیفی نشان داد که مفاهیمی مانند «تبار فرهنگی موفقیت»، «رقابت نهادینه شده»، «انگ تحصیلی»، «مقایسه اجتماعی نزولی» و «درام نمره» درک دانش آموزان از فشارهای اجتماعی را شکل می دهند. دانش آموزان اضطراب امتحان را نه یک مشکل فردی، بلکه یک «بیماری اجتماعی» توصیف می کردند که از سیستم آموزشی رقابتی، فرهنگ خانواده محور موفقیت و نگاه جامعه به نمره به عنوان معیار ارزش انسانی نشات می گیرد. در مجموع، یافته ها نشان می دهد که کاهش اضطراب امتحان صرفا از طریق مداخلات روان شناختی فردی (مانند تنفس عمیق و بازسازی شناختی) امکان پذیر نیست، بلکه نیازمند تغییرات ساختاری در نظام آموزشی (کاهش تاکید بر نمره، تنوع در ارزشیابی)، تغییر فرهنگ خانواده (کاهش انتظارات غیرواقعی) و تغییر گفتمان رسانه ای (به چالش کشیدن ایده دانش آموز کامل) است. بر اساس یافته ها، پیشنهادهای عملی برای سیاست گذاران آموزشی، مشاوران مدارس، والدین و معلمان ارائه گردیده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
احمد دررازهی
کارشناسی ارشد جامعه شناسی، آموزگار، دانشگاه آزاد زاهدان
محمدانور بلوچ زهی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، آموزگاری /دبیری، پیام نور مرکز تبریز