خوف و رجای سودابه از گذر سیاوش از آتش داود

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 93

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_230

تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405

چکیده مقاله:

داستان «گذر سیاوش از آتش» در شاهنامه ی فردوسی، یکی از پیچیده ترین صحنه های رویارویی اخلاق و روان انسانی است. این پژوهش با هدف واکاوی وضعیت روانی شخصیت «سودابه» در بازه ی زمانی میان طرح تهمت تا عبور سیاوش از آتش انجام شده است. مسئله ی اصلی تحقیق، تبیین دیالکتیک «خوف و رجا» (ترس و امید) در وجود سودابه است؛ وضعیتی که در آن او میان ترس از رسوایی و امید به پیروزی دروغ معلق می ماند. روش تحقیق در این مطالعه، کیفی و بر پایه «تحلیل محتوای متنی» و «تفسیر هرمنوتیک» است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خوف» سودابه ناشی از قدرت افشاگرانه ی آتش به عنوان یک داور الهی است و «رجای» او، نه امیدی متعالی، بلکه امیدی بیمارگونه به نابودی فیزیکی سیاوش برای حفظ قدرت و جایگاه خویش است. بر اساس آرای پژوهشگرانی همچون میرجلال الدین کزازی و محمدعلی اسلامی ندوشن، فردوسی در این بخش، تضاد درونی فرد خطاکار را در مواجهه با حقیقت به تصویر می کشد. همچنین با استناد به تحلیل های دیک دیویس، این وضعیت روانی نشان دهنده ی بن بست اخلاقی در نظام قدرت است. نتیجه گیری کلی پژوهش حاکی از آن است که با عبور موفقیت آمیز سیاوش از آتش، ساختار روانی سودابه فرو می ریزد و امید او به یاس مطلق مبدل می گردد .

نویسندگان

نادری لردجانی

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، چهارمحال و بختیاری- شهرکرد، دبیر