جنگ رمضان و تاثیر آن در روند آموزش
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 71
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFSSPS01_849
تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405
چکیده مقاله:
در این مقاله به بررسی تاثیر جنگ رمضان، که در اینجا به عنوان وضعیت جنگی و تنش ناشی از درگیری ایران و اسرائیل در ذهن و ادراک عمومی دانش آموزان، خانواده ها و نظام آموزشی بازنمایی می شود، بر روند آموزش پرداخته می شود. آموزش در شرایط بحران، صرفا انتقال محتوا نیست، بلکه تلاشی برای حفظ پیوستگی روانی، اجتماعی و شناختی نسل آینده است. هرگونه تنش نظامی یا احساس ناامنی ناشی از اخبار جنگ، پیش از آنکه به تخریب فیزیکی مدارس منجر شود، ساختار ذهنی و عاطفی یادگیرندگان را تحت تاثیر قرار می دهد و تمرکز، انگیزه، احساس امنیت و کیفیت مشارکت آموزشی آنان را دگرگون می سازد. در چنین شرایطی، مدرسه از یک نهاد آموزشی صرف، به یک پناهگاه روانی و اجتماعی تبدیل می شود که باید همزمان نقش آموزش دهنده، حمایتگر و ثبات بخش را ایفا کند. تجربه جوامع درگیر بحران نشان می دهد که اضطراب جمعی، شایعه پراکنی، اختلال در برنامه های رسمی، افت حضور منظم دانش آموزان، کاهش کیفیت یادگیری و افزایش فرسودگی روانی معلمان از مهم ترین پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم شرایط جنگی بر آموزش هستند. از سوی دیگر، تداوم آموزش در دوران بحران می تواند به عنوان عاملی بازدارنده در برابر فروپاشی روانی و اجتماعی عمل کند و به کودکان و نوجوانان احساس نظم، امید و تداوم زندگی ببخشد. این مقاله با رویکردی تحلیلی و تربیتی، تاثیرات چندلایه چنین بحرانی را بر ابعاد مختلف آموزش، از جمله برنامه ریزی درسی، عدالت آموزشی، سلامت روان دانش آموزان، عملکرد شناختی، نقش خانواده، مدیریت مدرسه و آمادگی معلمان بررسی می کند. همچنین نشان داده می شود که در شرایط جنگی، نابرابری های آموزشی تشدید می شوند، زیرا دانش آموزانی که از حمایت خانوادگی، دسترسی فناورانه و سرمایه فرهنگی بیشتری برخوردارند، بهتر می توانند با بحران سازگار شوند، در حالی که گروه های آسیب پذیرتر بیشتر در معرض افت تحصیلی و ترک آموزش قرار می گیرند. از منظر روان شناسی تربیتی، حضور مداوم در فضای اخبار تهدیدآمیز، ذهن دانش آموز را از یادگیری عمیق دور کرده و آن را به حالت بقا و هشدار دائمی سوق می دهد؛ در نتیجه، کارکردهایی مانند حافظه فعال، تمرکز پایدار و تصمیم گیری منطقی تضعیف می شوند. معلمان نیز در چنین فضایی تنها انتقال دهنده دانش نیستند، بلکه به عنوان عوامل تنظیم هیجان، کاهش اضطراب و بازسازی احساس امنیت عمل می کنند. مقاله حاضر بر این نکته تاکید دارد که نظام آموزشی در مواجهه با شرایط جنگی باید از الگوی آموزش عادی به سمت آموزش انعطاف پذیر، تاب آور و مبتنی بر حمایت روانی-اجتماعی حرکت کند. در این مسیر، طراحی محتوای سازگار با بحران، آموزش مهارت های مقابله ای، تقویت سواد رسانه ای برای مواجهه با اخبار جنگ، ایجاد ارتباط موثر میان مدرسه و خانواده و پیش بینی سازوکارهای جایگزین آموزشی از جمله آموزش ترکیبی و از راه دور، اهمیتی دوچندان می یابد. یافته های تحلیلی این نوشتار نشان می دهد که کیفیت پاسخ نظام آموزشی به بحران، تعیین می کند که جنگ صرفا یک وقفه در آموزش باشد یا به بحرانی ماندگار در رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی نسل دانش آموز تبدیل شود. از این رو، پرداختن به تاثیر جنگ بر روند آموزش نه فقط یک موضوع سیاسی یا امنیتی، بلکه مسئله ای عمیقا تربیتی، انسانی و آینده ساز است که نیازمند توجه فوری سیاست گذاران، مدیران مدارس، معلمان و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت است. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که آموزش در روزگار جنگ، اگرچه با تهدیدهای گسترده مواجه است، اما می تواند با اتکا بر رویکردهای حمایت محور، مدیریت انعطاف پذیر و مداخلات روانی-تربیتی، به یکی از مهم ترین ابزارهای حفظ انسجام اجتماعی، امید جمعی و استمرار رشد نسل آینده تبدیل شود.واژه های کلیدی: جنگ، آموزش، دانش آموزان، سلامت روان، بحران آموزشی
نویسندگان