مروری بر ادبیات پژوهش: نقش سبک های رهبری آموزشی در توسعه رفتار اخلاقی عجین شده با شغل و خودکنترلی معلمان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 74
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_078
تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405
چکیده مقاله:
در پارادایم های نوین مدیریت آموزشی، اثربخشی مدارس تنها در گرو نظارت های اداری نیست، بلکه وابستگی عمیقی به ظرفیت های روانی و فضایل اخلاقی سرمایه های انسانی آن، یعنی معلمان دارد. پیچیدگی روزافزون محیط های آموزشی، فرسودگی شغلی و چالش های تعامل با دانش آموزان و والدین، ضرورت برخورداری معلمان از ظرفیت های بالای خودتنظیمی و پایبندی عمیق به اخلاق حرفه ای را دوچندان ساخته است. با وجود اهمیت این موضوع، ادبیات پژوهش غالبا نگاهی گسسته به متغیرهای رهبری و رفتار معلم داشته است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مرور سیستماتیک، یکپارچه سازی و تحلیل انتقادی متون پیشین انجام پذیرفت تا نقش شبکه ای و چندگانه سبک های رهبری آموزشی (با تاکید بر رهبری اخلاقی، توانمندساز و تعلیم وتربیت محور) را در توسعه توامان «رفتار اخلاقی عجین شده با شغل» و ظرفیت «خودکنترلی» معلمان کالبدشکافی نموده و یک مدل مفهومی منسجم برای تبیین این روابط ارائه دهد. این مطالعه از نظر هدف، یک پژوهش بنیادی-کاربردی و از حیث روش شناسی، یک مقاله مروری-تحلیلی است. فرآیند گردآوری داده ها از طریق جست وجوی عمیق، ساختاریافته و کتابخانه ای در پایگاه های داده معتبر داخلی (نظیر SID، Magiran و پرتال جامع علوم انسانی) و پایگاه های استنادی بین المللی (شامل Scopus، Web of Science و ScienceDirect) صورت گرفت. جامعه تحلیل شامل مقالات علمی-پژوهشی، پایان نامه های تحصیلات تکمیلی و متون دست اول چاپ شده در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ (۲۰۱۵ تا ۲۰۲۶ میلادی) بود. متون منتخب پس از غربالگری اولیه بر اساس معیارهای ورود (ارتباط مستقیم با سازه های رهبری، اخلاق حرفه ای و خودتنظیمی در بافت مدرسه)، مورد استخراج مفاهیم، مقوله بندی و تحلیل مسیرهای علی و معلولی قرار گرفتند تا زیربنای لازم برای استخراج مدل های ساختاری فراهم گردد. سنتز و ترکیب بندی ادبیات نشان داد که سبک های رهبری آموزشی تاثیر مستقیم و خطی بر رفتار اخلاقی معلمان ندارند؛ بلکه این اثرگذاری از طریق یک زنجیره پیچیده از متغیرهای میانجی سازمانی و شناختی اعمال می گردد. یافته ها حاکی از آن است که رفتارهای اخلاقی و توانمندساز مدیران، در وهله نخست با کاهش ادراک طردشدگی و ارتقای «عدالت سازمانی» و «جو اخلاقی»، اتمسفر روان شناختی مدرسه را غنی می سازند. این بستر حمایتی، به عنوان یک منبع تغذیه کننده، ظرفیت های شناختی معلمان را برای «خودکنترلی» و مدیریت هیجانات در شرایط پرفشار به شدت افزایش می دهد. در نهایت، معلمانی که از سطوح بالای خودکنترلی ناشی از حمایت رهبر برخوردارند، توانایی درونی سازی ارزش های حرفه ای را پیدا کرده و رفتارهایی نظیر صداقت، یکپارچگی و وجدان کاری را نه به عنوان یک الزام بیرونی، بلکه به عنوان «رفتار اخلاقی عجین شده با شغل» به نمایش می گذارند که پیامد قطعی آن، ارتقای وفاداری و دلبستگی سازمانی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مسعود خالقیان
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی- غیردولتی شاندیز، مشهد، ایران.
فائزه سادات امینی
کارشناسی روانشناسی عمومی،دانشگاه پیام نور،مشهد،ایران.
حسن نودهی
استادیار گروه علوم تربیتی و مشاوره ، موسسه اموزش عالی غیرانتفاعی-غیردولتی شاندیز، مشهد، ایران.