کاربرد هوش مصنوعی در تصمیم گیری دولتی و صنعتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3021

تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405

چکیده مقاله:

نتایج تحلیلی نشان می دهد هوش مصنوعی در دولت، بیشترین اثر را در بهبود کیفیت سیاست گذاری، هدفمندسازی خدمات عمومی و مدیریت منابع دارد. نمونه های برجسته شامل: پیش بینی تقاضای خدمات شهری و درمانی، شناسایی تقلب و نشت منابع در یارانه ها و مالیات، اولویت بندی پروژه های عمرانی بر اساس تحلیل هزینه–فایده داده محور، مدیریت بحران و بلایای طبیعی با ترکیب داده های مکانی–زمانی، و هوشمندسازی فرایندهای اداری از طریق پردازش زبان طبیعی برای تحلیل مکاتبات، شکایات و قوانین. در حوزه صنعت نیز، هوش مصنوعی نقش تعیین کننده ای در تصمیم گیری تولید و عملیات، نگهداشت پیش بینانه، کنترل کیفیت هوشمند، بهینه سازی زنجیره تامین، قیمت گذاری و پیش بینی فروش و مدیریت انرژی ایفا می کند؛ به ویژه در محیط های رقابتی که کاهش توقفات تولید، افزایش بهره وری و پاسخ سریع به تغییرات بازار حیاتی است.از منظر معماری تصمیم گیری، یافته ها نشان می دهد استفاده موفق از هوش مصنوعی معمولا در قالب «تصمیم یار انسان در-حلقه» اثربخش تر است؛ یعنی الگوریتم ها پیشنهاد و تحلیل ارائه می کنند و تصمیم نهایی (خصوصا در تصمیم های پرریسک و حساس) با نظارت انسانی و قواعد حکمرانی اتخاذ می شود. همچنین، سطح توضیح پذیری موردنیاز در دولت غالبا بالاتر از صنعت است، زیرا تصمیم های دولتی با حقوق شهروندی، عدالت توزیعی و پاسخ گویی عمومی در ارتباط مستقیم اند. بنابراین، انتخاب مدل و ابزارها باید متناسب با حساسیت تصمیم، الزامات قانونی و ظرفیت سازمانی انجام شود.این مقاله نشان می دهد هوش مصنوعی در صورتی می تواند تصمیم گیری دولتی و صنعتی را بهبود دهد که هم زمان سه لایه «فناوری»، «حکمرانی» و «سازمان» هم راستا شوند. پیشنهاد کلیدی، استقرار یک چارچوب یکپارچه است که در آن: (۱) تصمیم ها بر اساس سطح ریسک و نیاز به توضیح پذیری دسته بندی شوند، (۲) برای هر دسته، الگوی مناسب انسان در-حلقه و ممیزی تعیین گردد، و (۳) پایش مستمر عملکرد و انصاف الگوریتم ها به عنوان بخشی از چرخه مدیریت کیفیت سازمانی تعریف شود. از منظر کاربردی، انتظار می رود به کارگیری این چارچوب منجر به افزایش سرعت و دقت تصمیم گیری، کاهش هزینه های عملیاتی، ارتقای کیفیت خدمات عمومی و افزایش تاب آوری زنجیره های تولید و تامین گردد؛ مشروط بر آنکه الزامات داده، امنیت و اخلاق به صورت عملیاتی پیاده سازی شوند.

نویسندگان

قاسم باقری پبدنی

مهندسی پلیمر