سنجش و ارتقا شاخص های فعالیت اجتماعی فرهنگی در شهرداری های نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF02_626
تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405
چکیده مقاله:
در چهار دهه اخیر، مفهوم «شهرداری» از نهادی صرفا عمرانی-خدماتی به نهادی توسعه گرا، اجتماع ساز و فرهنگ پرداز دگردیسی یافته است. این تحول که ریشه در نظریاتی چون «حق بر شهر» (لوفور)، «سرمایه اجتماعی» (پاتنام) و «شهر خلاق» (فلوریدا) دارد، شهرداری ها را به ناگزیر به بازتعریف ماموریت خود واداشته است: از «مدیریت زیرساخت» به «تسهیل گری زیست جمعی». با این حال، یکی از حلقه های گمشده در نظام مدیریت شهری، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، فقدان نظامی شفاف، علمی و عملیاتی برای سنجش عملکرد اجتماعی-فرهنگی است. غالب شاخص های رایج یا صرفا کمی و سطحی هستند («تعداد بوستان ها»، «تعداد نمایشگاه های برگزارشده») و کیفیت، شمول، مشارکت و تاثیر عمیق این فعالیت ها را نادیده می گیرند، یا چنان انتزاعی اند که در عمل قابل اندازه گیری و پایش مستمر نیستند. این مقاله با مرور مبانی نظری و تجارب موفق بین المللی (شهرهای بوگوتا، مونترآل، سئول، ملبورن و وین) و با در نظر گرفتن بافتار فرهنگی-اجتماعی شهرهای ایران، یک چارچوب سنجش ترکیبی (کمی-کیفی) پنج محوری ارائه می دهد: (۱) شمول و دسترسی عادلانه (آیا همه شهروندان به ویژه گروه های حاشیه نشین، معلولان، سالمندان و اقلیت ها از خدمات فرهنگی بهره می برند؟)؛ (۲) تنوع و تکثر فرهنگی (آیا فعالیت ها پاسخگوی سلایق، سنین، قومیت ها و جریان های هنری مختلف است یا صرفا بازتولید فرهنگ مسلط است؟)؛ (۳) مشارکت و هم آفرینی (آیا شهروندان در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه ها نقش فعال دارند یا صرفا مخاطب منفعلند؟)؛ (۴) تاثیر و برونداد سرمایه اجتماعی (آیا این فعالیت ها منجر به افزایش اعتماد اجتماعی، کاهش ناهنجاری ها، بهبود حس تعلق و انسجام محله ای شده است؟)؛ (۵) نوآوری و خلاقیت (آیا روش ها، محتوا و کانال های ارائه خدمات فرهنگی به روز، خلاقانه و پاسخگوی مسائل نوپدید مانند زیست مجازی و تغییر سبک زندگی هستند؟). در ادامه، مقاله با استفاده از روش مطالعه موردی چندگانه، پنج شهر پیشرو را تحلیل کرده و درس آموخته های قابل اقتباس برای شهرداری های ایران استخراج می کند. سپس یک مدل عملیاتی گام به گام در شش مرحله برای سنجش و ارتقای شاخص ها ارائه می دهد: از تشکیل کارگروه تخصصی و جمع آوری داده های پایه تا طراحی مداخلات هدفمند، ارزشیابی مستمر و اصلاح خط مشی. در نهایت، مقاله به ده چالش اجرایی (از کمبود بودجه و ضعف داده های محله ای تا مقاومت های درون سازمانی و سیاسی زدگی) می پردازد و برای هر یک راهکار عملی پیشنهاد می کند. نتیجه نهایی آنکه شهرداری نوین لاجرم باید از سازمانی «پروژه محور» به سازمانی «فرآیندمحور و تاثیرمحور» تبدیل شود و سنجش شاخص های اجتماعی-فرهنگی را به اندازه سنجش شاخص های عمرانی و مالی جدی بگیرد. بدون چنین نظام سنجشی، هرگونه ادعای توسعه اجتماعی-فرهنگی شهری، «راه رفتن در تاریکی» خواهد بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سید محسن حسینی
فوق لیسانس مدیریت شهری دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند