تاثیر بازی درمانی بر هوش هیجانی و کنترل خشم دانش آموزان دختر پایه ششم مدارس دولتی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 129
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_11373
تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405
چکیده مقاله:
دوران کودکی و نوجوانی، به ویژه دوره انتقال به پایه ششم ابتدایی، یکی از حساسترین مراحل رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی هر فرد محسوب می شود. در این مقطع، دانش آموزان با چالش های متعددی از جمله تغییرات هورمونی، افزایش انتظارات تحصیلی و پیچیدگی های روابط همسالان روبرو می شوند. در این میان، دو مولفه روان شناختی یعنی «هوش هیجانی» و «کنترل خشم» نقشی تعیین کننده در سازگاری فردی و اجتماعی و موفقیت تحصیلی آنان ایفا می کنند. هوش هیجانی به عنوان توانایی درک، مدیریت و به کارگیری موثر هیجانات، زیربنای روابط سالم و تصمیم گیری های منطقی است. در مقابل، ناتوانی در کنترل خشم می تواند به رفتارهای پرخاشگرانه، طرد اجتماعی، افت تحصیلی و حتی آسیب های روانی پایدار منجر شود. با این حال، بسیاری از روش های سنتی آموزش و تربیت، بیش از آنکه به پرورش این مهارت های هیجانی بپردازند، بر جنبه های شناختی صرف مانند حافظه و محاسبه متمرکز بوده اند. به همین دلیل، یافتن رویکردهای مداخله ای اثربخش و جذاب که هم با نیازهای رشدی کودکان هماهنگ باشد و هم قابلیت اجرا در بافت مدرسه را داشته باشد، به یک ضرورت پژوهشی و تربیتی تبدیل شده است. بازی درمانی، به عنوان یکی از این رویکردهای نوین، این مزیت را دارد که از زبان طبیعی کودک یعنی «بازی» استفاده می کند و بستری امن و غیرتهدیدکننده برای بیان هیجانات، حل تعارضات و یادگیری مهارت های خودتنظیمی فراهم می سازد.هدف و روش: هدف اصلی این پژوهش، تعیین تاثیر بازی درمانی بر افزایش هوش هیجانی و کاهش کنترل خشم (که با کاهش نمره پرخاشگری عملیاتی شده است) در میان دانش آموزان دختر پایه ششم مدارس دولتی ناحیه دو شهر مشهد بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم مدارس دولتی ناحیه دو مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ تشکیل می دادند که تعداد آنها ۸۹۶۲ نفر بود. از میان این جامعه، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (بر اساس همکاری مدارس و وجود مشکلات رفتاری مشهود) تعداد ۶۰ دانش آموز انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی در دو گروه ۳۰ نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای گردآوری داده ها، از دو ابزار استاندارد استفاده گردید: پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (۱۹۹۲) که دارای ۲۹ گویه و چهار مولفه پرخاشگری فیزیکی، کلامی، خشم و خصومت است و پرسشنامه هوش هیجانی گلمن (۲۰۰۶) با ۳۳ گویه و چهار مولفه خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط. پایایی هر دو ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که برای پرسشنامه پرخاشگری ۸۵/۰ و برای پرسشنامه هوش هیجانی ۸۳/۰ بدست آمد، حاکی از پایایی مطلوب بود. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. سپس گروه آزمایش به مدت ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه ای (هر هفته دو جلسه) تحت آموزش بازی درمانی گروهی مبتنی بر پروتکل مایکل فری (بر اساس نظریه گرالد و پروتکل هانسن و اوونز) قرار گرفت که شامل بازی های هدف گیری، تعادلی، افزایش تمرکز، کاهش تکانشگری و تقویت حافظه بود. در این مدت، گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد و صرفا برنامه عادی روزانه خود را طی کرد. پس از اتمام جلسات، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۵ و به کمک آزمون های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیره ANCOVA و چندمتغیره MANCOVA) تجزیه و تحلیل شدند. پیش از اجرای آزمون های اصلی، مفروضات نرمال بودن داده ها (با آزمون کلموگروف-اسمیرنوف)، همگنی واریانس ها (با آزمون لوین) و همگنی شیب رگرسیون (با بررسی تعامل گروه و پیش آزمون) مورد بررسی و تایید قرار گرفتند.یافته ها: یافته های توصیفی نشان داد که میانگین نمرات پرخاشگری در گروه آزمایش از ۱۰۸/۲۶ در پیش آزمون به ۷۱/۴۶ در پس آزمون کاهش یافته است، در حالی که این تغییر در گروه کنترل ناچیز بود. همچنین میانگین نمرات هوش هیجانی در گروه آزمایش از ۹۵/۹۰ در پیش آزمون به ۸۳/۴۶ در پس آزمون افزایش یافت. نتایج آزمون های استنباطی نیز این تفاوت ها را تایید کرد. یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) نشان داد که بازی درمانی به طور معناداری بر ترکیب خطی متغیرهای هوش هیجانی و کنترل خشم تاثیر داشته است (پیلایی = ۰/۹۵۴، F = ۵۶۴/۱۸۸، P < ۰/۰۰۱). همچنین نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) برای هر یک از متغیرها نشان داد که پس از حذف اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه در نمرات پس آزمون هوش هیجانی (F = ۷۳۰/۸۹۹, P < ۰/۰۰۱) و پرخاشگری (F = ۴۶۲/۶۱۱, P < ۰/۰۰۱) وجود دارد. علاوه بر این، بررسی مولفه های هوش هیجانی نشان داد که بازی درمانی بر تمامی مولفه های خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط تاثیر مثبت و معناداری داشته است (P < ۰/۰۰۱ برای همه مولفه ها). در زمینه مولفه های پرخاشگری نیز، بازی درمانی بیشترین تاثیر را بر کاهش مولفه خشم (F = ۱۰۸/۲۴۸, P < ۰/۰۰۱) و سپس خصومت (F = ۸۱/۸۶۱, P < ۰/۰۰۱) و پرخاشگری کلامی (F = ۸/۵۴۱, P < ۰/۰۱) داشت. هر چند تاثیر بر پرخاشگری فیزیکی در آستانه معناداری بود (P = ۰/۰۷۰).نتیجه گیری و بحث: نتایج این پژوهش به طور کلی نشان می دهد که بازی درمانی گروهی یک روش مداخله ای موثر و کارآمد برای بهبود مهارت های هیجانی و کاهش رفتارهای پرخاشگرانه در دانش آموزان دختر مقطع ششم ابتدایی است. این یافته با مبانی نظری متعددی از جمله نظریه یادگیری اجتماعی بندورا (که بر نقش مشاهده و تقلید در یادگیری رفتارهای اجتماعی تاکید دارد) و نظریه هوش هیجانی گلمن (که بر اهمیت پرورش مهارت های عاطفی از دوران کودکی صحبت می کند) همسو است. بازی درمانی با فراهم کردن محیطی امن، ساختاریافته و در عین حال انعطاف پذیر، به دانش آموزان اجازه می دهد تا بدون ترس از قضاوت، هیجانات منفی خود از جمله خشم را بروز دهند و سپس با راهنمایی درمانگر، شیوه های جایگزین و سازگارانه برای ابراز و مدیریت این هیجانات را بیاموزند. همچنین، بازی های گروهی به طور طبیعی مستلزم همکاری، نوبت گیری، همدلی و حل تعارض هستند که خود بستری ایده آل برای افزایش مولفه هایی مانند آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط در هوش هیجانی فراهم می کنند. از جنبه عملی، این پژوهش برخلاف بسیاری از مداخلات آموزشی وقت گیر و هزینه بر، نشان می دهد که می توان با برنامه ای نسبتا کوتاه مدت و جذاب، تغییرات عمیقی در کارکرد هیجانی دانش آموزان ایجاد کرد. با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود که از بازی درمانی به عنوان بخشی از برنامه درسی مهارت های زندگی در مدارس ابتدایی به ویژه برای دانش آموزان دختر استفاده شود. همچنین برگزاری کارگاه های آموزشی برای معلمان و مشاوران مدارس در زمینه کاربرد تکنیک های بازی درمانی و مشارکت والدین در اجرای برخی از بازی ها در خانه می تواند اثربخشی این مداخله را دوچندان کند. با وجود یافته های قوی، پژوهش حاضر با محدودیت هایی مانند حجم نمونه محدود به دو مدرسه، عدم پیگیری بلندمدت (پیگیری) و عدم امکان کنترل کامل متغیرهای مداخله گر محیطی (مانند جو خانواده و تاثیر همسالان) مواجه بود. بنابراین، تعمیم نتایج باید با احتیاط صورت گیرد. پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده، تاثیر بازی درمانی بر روی نمونه های بزرگتر و متنوع تر از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، در مقاطع تحصیلی دیگر و با در نظر گرفتن دوره پیگیری (مانند سه ماه و شش ماه) بررسی شود. همچنین انجام مطالعات کیفی برای واکاوی تجربه زیسته دانش آموزان از این مداخله می تواند به درک عمیق تری از مکانیسم های اثر آن منجر شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم ربیعی
کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه حکمت رضوی
مصطفی شیخ زاده
کارشناسی ارشد ریاضی دانشگاه علامه حکیم سبزواری
زهرا ربیعی
کارشناسی هنرهای تجسمی دانشگاه تربیت معلم ثامن