تحلیل فضایی ابعاد مسکن پایدار شهری مبتنی بر رویکرد اقتصاد سیاسی فضا (مطالعه موردی: منطقه ۱۰ شهرداری شیراز)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EMCCONF28_039
تاریخ نمایه سازی: 11 خرداد 1405
چکیده مقاله:
مسکن پایدار شهری مفهومی فراتر از صرف دارایی فیزیکی بوده و در چارچوب اقتصاد سیاسی فضا، بازتابی از روابط قدرت، سازوکارهای انباشت سرمایه و فرایندهای تولید و بازتولید فضایی نابرابر در نظام سرمایه داری پیرامونی محسوب می شود. منطقه ۱۰ شهرداری شیراز به عنوان گستره ای با بافت ناهمگون اجتماعی-کالبدی و مشتمل بر محلات برنامه ریزی شده، بافت های فرسوده و سکونتگاه های خودرو، عرصه ای کالبدی-فضایی است که در آن کشمکش نیروهای بازار زمین، سیاست های عمومی و راهبردهای معیشتی خانوارها به تولید و بازتولید فضای مسکونی ناپایدار انجامیده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فضایی ابعاد پایداری مسکن در این منطقه و تبیین نقش عوامل ساختاری اقتصاد سیاسی فضا در شکل دهی به الگوهای نابرابر مسکن به انجام رسیده است. مطالعه از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی با راهبرد روش شناختی آمیخته از نوع طرح متوالی-تبیینی است. در فاز کمی، با بهره گیری از داده های بلوک های آماری و برداشت های میدانی سال ۱۴۰۴، شاخص های چهارگانه پایداری مسکن (اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-زیرساختی و زیستمحیطی) در ۱۲ بلوک معرف منطقه محاسبه گردید. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مولفه های اصلی (PCA)، تحلیل خودهمبستگی فضایی (شاخص موران) و رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) در محیط GIS و نرم افزار GeoDa انجام شد. در فاز کیفی نیز، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸ نفر از مطلعان کلیدی (شامل دلالان املاک، مشاوران حقوقی، کارشناسان شهرداری و ساکنان قدیمی) و تحلیل به روش تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) برای واکاوی سازوکارهای تولید نابرابری فضایی انجام گرفت. نتایج تحلیل فضایی نشان داد که الگوی پایداری مسکن در منطقه ۱۰ از ساختار مرکز-پیرامون آشکاری تبعیت می کند؛ شاخص کلی پایداری مسکن در شهرک های برنامه ریزی شده نظیر گلستان (۷۹/۰) بیش از دو برابر محلات حاشیه ای با منشا غیررسمی (۳۴/۰) است. تحلیل GWR آشکار ساخت که قیمت زمین و نزدیکی به محورهای اصلی تجاری به ترتیب با قدرت تبیین ۷۳ و ۶۱ درصد، مهم ترین متغیرهای مستقل در توضیح واریانس پایداری مسکن هستند. تحلیل کیفی نیز چهار مضمون اصلی را آشکار نمود: رانت زمین به مثابه موتور محرکه ناپایداری، دولت به مثابه تسهیل گر انباشت سرمایه در فضا، شکست سیاست های مسکن حمایتی و راهبردهای بقای خانوارهای کم درآمد. در مجموع، یافته ها موید آن است که ناپایداری مسکن در منطقه ۱۰ نه محصول تصادف یا فقر فردی، بلکه پیامد ساختاری چرخه دوم گردش سرمایه در بستر اقتصاد سیاسی فضا و سیاست های زمین شهری است.
نویسندگان
علی جعفری
کارشناس شهرسازی و درآمد منطقه ده شهرداری شیراز