تحلیل سیاسی - اجتماعی جنگ رستم و اسفندیار

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PSHR-3-1_035

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

داستان رستم و اسفندیار در شاهنامه فردوسی، فراتر از یک روایت حماسی، رساله ای سیاسی-اخلاقی در باب ماهیت قدرت، مشروعیت و فساد ناشی از آن است. این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی و با تکیه بر چهارچوب نظری مفاهیمی چون ترور شخصیت، استبداد شرق شناسانه و دوگانگی اخلاق در سیاست، به واکاوی لایه های پنهان این داستان می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فردوسی با ترسیم شخصیت های اصلی (گشتاسب، جاماسب و اسفندیار) در برابر رستم، تصویری روشن از چرخه فساد قدرت ارائه می کند: شاه به دلیل عقده حقارت در برابر اصالت و محبوبیت پهلوان، با هم دستی روحانیت درباری (جاماسب)، ابتدا به ترور شخصیت رستم می پردازد و سپس با سوءاستفاده از جاه طلبی اسفندیار، او را به ماموریتی برای حذف رستم می فرستد. در این میان، دین به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشی به خشونت و سرپوش گذاشتن بر اهداف قدرت طلبانه به کار گرفته می شود. اسفندیار که خود قربانی فریب شاه است، با توجیه فرمان شاه به عنوان فرمان الهی، دچار "اطاعت کورکورانه" می شود. نتیجه گیری نهایی نشان می دهد که فردوسی با به تصویر کشیدن سکوت و همراهی نخبگان و روحانیت با ظلم، ریشه های خودکامگی و سقوط تمدنی را نه در عمل یک فرد، که در ساختار فاسد و اطاعت ناآگاهانه جستجو می کند.

نویسندگان

سعید عیدی زاده

کارشناسی ارشد جامعه شناسی