تحلیل انتقادی برنامه درسی ملی ایران بر اساس نظریه عدالت تربیتی نانسی فریزر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFOSTTPA03_6050

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

نظام های آموزشی در جهان معاصر، صرفا سازوکارهایی برای انتقال دانش و مهارت نیستند، بلکه نهادهایی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اند که در شکل دهی به هویت فردی و جمعی، بازتولید یا کاهش نابرابری های اجتماعی، و تحقق عدالت در جامعه نقشی بنیادین ایفا می کنند. در این میان، برنامه درسی ملی به منزله قلب نظام آموزشی، یکی از مهم ترین ابزارهای سیاست گذاری فرهنگی و تربیتی به شمار می رود؛ زیرا از طریق تعیین اهداف، محتوا، روش های یاددهی یادگیری، شیوه های ارزشیابی و چارچوب های تربیتی، نوع نگاه جامعه به انسان، دانش، فرهنگ، قدرت و عدالت را بازنمایی می کند. از این رو، هرگونه تحلیل و ارزیابی برنامه درسی ملی، در واقع تحلیل نوع خاصی از نظم اجتماعی و الگوی توزیع فرصت های آموزشی و فرهنگی در جامعه است. در دهه های اخیر، مفهوم عدالت در آموزش و پرورش به یکی از اساسی ترین دغدغه های نظریه پردازان تعلیم و تربیت، سیاست گذاران آموزشی و پژوهشگران علوم اجتماعی تبدیل شده است. گسترش نابرابری های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، تنوع روزافزون هویت های قومی، زبانی، جنسیتی و مذهبی، و همچنین تاثیر جهانی شدن بر نظام های آموزشی، سبب شده است که نگاه های سنتی به عدالت آموزشی که عمدتا بر توزیع برابر امکانات و منابع تاکید داشتند با چالش های جدی مواجه شوند. امروزه عدالت تربیتی تنها به معنای دسترسی برابر به آموزش نیست، بلکه ابعاد عمیق تری همچون به رسمیت شناسی تفاوت های فرهنگی، مشارکت برابر گروه های مختلف اجتماعی در فرایند تصمیم گیری آموزشی، و رفع اشکال گوناگون سلطه و طرد فرهنگی را نیز دربرمی گیرد. در چنین بستری، نظریه عدالت نانسی فریزر به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین نظریه های عدالت اجتماعی در عصر معاصر، چارچوبی چندبعدی برای تحلیل مسائل آموزشی و تربیتی فراهم می آورد. فریزر با نقد رویکردهای تک بعدی به عدالت، معتقد است که تحقق عدالت اجتماعی تنها از طریق توزیع عادلانه منابع اقتصادی امکان پذیر نیست، بلکه عدالت مستلزم توجه هم زمان به سه بعد اساسی «توزیع»، «بازشناسی» و «بازنمایی» است. از منظر او، بی عدالتی می تواند در قالب محرومیت اقتصادی، تحقیر فرهنگی و حذف سیاسی بروز یابد؛ بنابراین، هر نظام اجتماعی عادلانه باید بتواند زمینه «مشارکت برابر» تمامی افراد و گروه ها را در زندگی اجتماعی فراهم سازد. در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به تحلیل انتقادی برنامه درسی ملی ایران بر اساس نظریه عدالت تربیتی نانسی فریزر پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که اگرچه این برنامه در سطح گفتمانی بر عدالت، هویت و تربیت متوازن تاکید دارد، اما در عمل به دلیل نابرابری های توزیعی، کاستی های بازشناسی فرهنگی و محدودیت های مشارکتی، با چالش های جدی در تحقق عدالت تربیتی مواجه است. بنابراین، تحقق عدالت آموزشی مستلزم بازنگری ساختاری در سیاست های درسی و تقویت هم زمان ابعاد اقتصادی، فرهنگی و مشارکتی نظام آموزش و پرورش است.

نویسندگان

صدرا بلوکی کورنده

نویسنده اول