تحلیل باستان شناختی ادیان ایلامی و هخامنشی بر اساس داده های کاوش در کتیبه ها و الگوریتم تحلیل محتوا

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICSSLHA02_006

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

یکی از بنیادی ترین و در عین حال پیچیده ترین حوزه های پژوهش در تاریخ ادیان ایران باستان، تحلیل باستان شناختی ادیان بویژه در حوزه تمدن ایلام و هخامنشیان به شمار می رود که به طور مستقیم با بازسازی نظام های اعتقادی، آیین های پرستشی، سلسله مراتب خدایان، کارکردهای سیاسی-دینی پادشاهی و پیوستارها و گسست های فرهنگی میان دو تمدن بزرگ پیش از ظهور اسلام در فلات ایران ارتباط دارد. تمدن ایلام با پیشینه ای نزدیک به سه هزار سال (از اواخر هزاره چهارم تا میانه هزاره اول پیش از میلاد) با تکیه بر شواهد کتیبه های برجای مانده بر آجرهای زیگورات چغازنبیل، سنگ نبشته های پادشاهان شوتروکی و مهرهای استوانه ای، نظامی چندخدایی را پدید آورده بود که در آن خدایانی چون اینشوشیناک (خدای نگهبان شوش و داور مردگان)، ناپیریشا (خدای بزرگ ایلامی)، هومبان (خدای خورشید و آسمان)، کیریریشا (ایزدبانوی مادر)، روتو (خدای نگهبان فرمانروایان) و ایشنیکرب (خدای نگهبان سوگندها) جایگاه مرکزی داشتند. عهد هخامنشی (۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) با تاسیس گسترده ترین امپراتوری جهان باستان تا آن روزگار، شاهد تحول عمیقی در گفتمان دینی حکومتی بود، به گونه ای که کتیبه های شاهنشاهی به زبان های پارسی باستان، ایلامی و بابلی، پیوسته بر یکتاپرستی عملی با محوریت اهورامزدا تاکید می کردند و در عین حال با سیاست تساهل و تسامح دینی نظام مند، معابد خدایان محلی میانرودانی، مصری، یونانی و دیگر مناطق را به رسمیت می شناختند. با این همه، پرسش بنیادین این پژوهش آن است که آیا می توان بر اساس یافته های باستان شناختی و داده های کتیبه ای بر اساس تحلیل محتوا، میان نظام دینی ایلام باستان و آیین شهریاری هخامنشی، پیوستاری ساختاری و مفهومی برقرار کرد؟ یا آنکه هخامنشیان به کلی از بستر ایلامی بریده و دین آحاد جامعه یعنی مزدیسنا باوری را بنیان نهاده اند؟ این مقاله کوشیده است تا با رویکردی تطبیقی-تحلیلی و با تکیه بر منابع دست اول کتیبه ای (از جمله آجرنوشته های اونتاش-گال در چغازنبیل، کتیبه بیستون داریوش بزرگ، کتیبه های کاخ آپادانا، کتیبه XPh خشایارشاه و کتیبه های سه زبانه هخامنشی)، به تشریح و مقایسه باورهای دینی، آیین های قربانی، جایگاه پادشاه در سلسله مراتب مقدس و تاثیرپذیری های مستقیم و غیرمستقیم ایلامیان بر هخامنشیان در حوزه نام شناسی خدایان، فنون کتیبه نگاری، نمادهای سلطنتی و چگونگی بازنمایی رابطه شاه و خدا بپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با وجود تفاوت های ماهوی در ساحت خداشناسی (چندخدایی ایلامی در برابر یکتاپرستی تاکیدی هخامنشی)، عناصر متعددی از سنت دینی ایلام در دوره هخامنشی بازتولید شده و از جمله در نظام دبیرخانه ای و نگارش کتیبه های سه زبانه، در معماری نیایشگاهی و کوشش برای گردآوری خدایان سرزمین ها در یک مرکز (همانند سیاست اونتاش-گال و سپس داریوش و خشایارشاه)، و نیز در بازنمایی ایزد بانوان (با تاکید بر نقش آناهیتا در دوره متاخر هخامنشی) تداوم و اقتباس قابل توجهی مشاهده می شود. از این منظر، با اینکه هنوز با قاطعیت نمیتوان گفت هخامنشیان زرتشتی بوده اند یا نه اما با محوریت مزدیسنا باوری، دین هخامنشی را نه می توان صرفا ادامه بی واسطه آیین ایلامی دانست و نه یک گسست مطلق، بلکه باید آن را در چارچوب «بازآفرینی هوشمندانه سنت های کهن در قالب یک ایدئولوژی شاهنشاهی نوین» تحلیل کرد که عناصر ایلامی را جذب، بازتعریف و در خدمت مشروعیت بخشی به نظم نوین امپریالیستی قرار داد.

نویسندگان

امید ندرلو

دپارتمان باستان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، ایران.

مرتضی جوزی

دپارتمان اطلاعات و فناوری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، ایران.