بازنمایی ساختارهای قدرت و مقاومت در رمان «تهران در بعد از ظهر» مصطفی مستور با تکیه بر نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICSSLHA02_001

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

رمان «تهران در بعدازظهر» اثر مصطفی مستور، مشتمل بر شش داستان کوتاه درهم تنیده، روایت گر زندگی انسان های تنهای کلان شهر تهران است که هر یک به نحوی با ساختارهای قدرت و تناقض های ایدئولوژیک زمانه خویش درگیرند. با وجود ظرفیت های بالای این اثر برای تحلیل مناسبات قدرت، تاکنون پژوهشی نظام مند مبتنی بر نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی بر روی آن صورت نگرفته است. مسئله اصلی این پژوهش آن است که قدرت هژمونیک نه در قالب اجبار فیزیکی، بلکه از طریق نهادهای جامعه مدنی و کسب رضایت اخلاقی و فکری چگونه در مناسبات روزمره شخصیت های این مجموعه بازنمایی می شود و این شخصیت ها چه اشکالی از مقاومت یا ضد هژمونی را در برابر آن بروز می دهند. هدف از این مطالعه، بازشناسی و تحلیل مولفه های کلیدی نظریه گرامشی شامل سلطه فکری و اخلاقی، نقش روشنفکران ارگانیک، کارکرد نهادهای ایدئولوژیک (خانواده، مذهب، روابط عاطفی) و هژمونی جنسیتی، و نیز واکاوی استراتژی های مقاومت خرد و جنگ موقعیتی در متن داستان هاست. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوای جهت دار انجام شده است. داده ها به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری و جامعه هدف، تمامی شش داستان مجموعه بوده است. واحد تحلیل، کنش های کلامی و غیرکلامی شخصیت های اصلی در بستر روایت می باشد. یافته ها نشان می دهد که ساختارهای قدرت در این مجموعه در دو سطح ساختاری (نظام اقتصادی و سنت های اجتماعی) و گفتمانی (باورهای درونی شده و اخلاق عمومی) بازتولید می شوند. هژمونی مردسالارانه به عنوان پایدارترین صورت سلطه، از طریق کنترل بدن و ذهنیت زنان اعمال می شود، درحالی که شخصیت های مرد نیز قربانیان هژمونی سرمایه داری و بیگانگی ناشی از رقابت های طبقاتی اند. مستور در قامت روشنفکری ارگانیک، با بازتاب صداهای حاشیه ای و شخصیت های شکست خورده، ساختارهای مسلط را به چالش می کشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شخصیت های مجموعه «تهران در بعدازظهر» نه سوژه های منفعل و تسلیم محض، که عاملانی در کشاکش مداوم با ساختارهای هژمونیک اند و پایان های باز داستان ها نیز ماهیت فرایندی و بی پایان این ستیز را بازنمایی می کند. تلفیق نظریه هژمونی گرامشی با روایت های شهری مستور، دریچه ای نو به فهم تنش میان امر سیاسی و امر روزمره در ادبیات داستانی معاصر ایران گشوده و می تواند الگویی برای تحلیل آثار مشابه باشد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

زهرا درگاهی

کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.