تاثیر یادگیری معکوس (Flipped Learning) بر کیفیت تدریس درس شبکه های کامپیوتری در هنرستان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40

فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_182

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر روش یادگیری معکوس (Flipped Learning) بر کیفیت تدریس درس شبکه های کامپیوتری در هنرستان های فنی و حرفه ای و مقایسه آن با روش سنتی انجام شد. دروس مهارتی مانند شبکه های کامپیوتری به دلیل ماهیت عملی و نیاز به تمرین و حل مسئله در محیط آزمایشگاه، با چالش کمبود زمان مواجه هستند؛ روش سنتی که بخش عمده وقت کلاس را به توضیحات نظری معلم اختصاص می دهد، فرصت کافی برای کار عملی دانش آموزان باقی نمی گذارد (زارعی و همکاران، ۱۴۰۱). رویکرد یادگیری معکوس با جابه جایی فرایند یادگیری، انتقال محتوای نظری به خارج از کلاس (از طریق فیلم های آموزشی، پادکست، مطالعه منابع آنلاین) و اختصاص زمان کلاس به فعالیت های عملی، حل مسئله و پروژه های گروهی، می تواند راه حلی موثر برای این چالش باشد (احمدی و نظری، ۱۴۰۰). این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل، با مشارکت ۶۰ دانش آموز پسر پایه یازدهم رشته کامپیوتر از دو هنرستان فنی و حرفه ای شهر اصفهان انجام شد. دانش آموزان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت ۸ هفته (هر هفته ۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای) دروس شبکه های کامپیوتری (مفاهیم لایه های مدل OSI، آدرس دهی IP، تجهیزات شبکه، و پیکربندی اولیه روتر) را با روش یادگیری معکوس آموزش دیدند: محتوای نظری از طریق فیلم های ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ای در پلتفرم مجازی (شاد و ایتا) قبل از کلاس ارائه شد و زمان کلاس به کار عملی در آزمایشگاه (کابل کشی، تنظیمات IP، عیب یابی شبکه) اختصاص یافت. گروه کنترل همان محتوا را با روش سنتی (سخنرانی نظری در کلاس و تمرین عملی محدود در آزمایشگاه) دریافت کردند. ابزارهای اندازه گیری شامل آزمون دانش نظری (۲۰ سوال چهارگزینه ای) با ضریب پایایی ۰/۸۴ و آزمون مهارت عملی (چهار ایستگاه عملی شامل کابل کشی، پیکربندی سوئیچ، عیب یابی شبکه و شبیه سازی با نرم افزار Packet Tracer) با ضریب پایایی ۰/۸۷ و چک لیست مشاهده رفتار (ارزیابی مشارکت، پرسشگری، همکاری) با ضریب پایایی ۰/۸۵ بود. یافته های جدول ها نشان داد که میانگین نمرات دانش نظری در گروه آزمایش (۳۴/۵۰ از ۴۰) تفاوت معناداری با گروه کنترل (۳۲/۲۰) نداشت (P=۰.۰۸)، اما میانگین نمرات مهارت عملی در گروه آزمایش (۴۴/۸۰ از ۵۰) به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل (۳۵/۴۰) بود (P<۰/۰۰۱). همچنین نمرات مشارکت کلاسی در گروه آزمایش (۴۲/۵۰ از ۵۰) در مقایسه با گروه کنترل (۳۱/۲۰) تفاوت معناداری داشت (P<۰/۰۰۱). اندازه اثر بزرگ برای مهارت عملی (مجذور اتا = ۰/۶۴) و مشارکت (۰/۵۸) نشان دهنده تاثیر قوی یادگیری معکوس بر کیفیت تدریس مهارتی است. بحث مقاله بر نقش زمان کلاس به عنوان «فضای حل مسئله و کارگاهی» به جای «انتقال محتوا» متمرکز است. پیشنهاد می شود یادگیری معکوس به عنوان الگوی پیش فرض تدریس دروس عملی هنرستان ها (به ویژه رشته کامپیوتر، الکتروتکنیک و مکانیک) در نظر گرفته شود و زیرساخت تولید محتوای ویدئویی برای هنرآموزان فراهم گردد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

پروانه بشیر

فکارشناسی ارشد کامپیوتر، معاون دبیرستان، دبیرستان شهدای راه آهن