چگونه توانستم از طریق تلفن های مشاوره ای و پیام های مجازی در شبکه شاد، آرامش روانی را به دانش آموزان ابتدایی مدرسه ۱۶ آذر در دوران جنگ رمضان هدیه دهم؟
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CHEZSI01_398
تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405
چکیده مقاله:
وقوع بحران های پیش بینی نشده نظیر «جنگ رمضان» در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴، اتمسفر آموزشی و روانی دبستان ۱۶ آذر ارومیه را به شدت تحت تاثیر قرار داد. به عنوان معلمی با ۱۶ سال سابقه، شاهد بودم که سایه سنگین اضطراب، ترس از دست دادن و ناامنی ناشی از شرایط جنگی، جایگزین شور و شوق یادگیری در میان ۴۸۳ دانش آموز این مرکز شده است. علائم بالینی همچون افت تحصیلی ناگهانی، گوشه گیری در کلاس های مجازی، گزارش والدین مبنی بر اختلالات خواب و بی قراری مداوم دانش آموزان، نشان دهنده یک بحران روانی عمیق بود. مسئله اصلی این بود که چگونه می توان در شرایطی که حضور فیزیکی محدود شده، فاصله میان خانه و مدرسه را با پل های عاطفی پر کرد و امنیت روانی را به قلب های کوچک دانش آموزان بازگرداند؟برای درک عمق فاجعه، از طریق مشاهده رفتار دانش آموزان در گروه های شاد، بررسی نرخ مشارکت در تکالیف و انجام مصاحبه های تلفنی کوتاه با والدین، داده های اولیه را جمع آوری کردم. نتایج نشان داد که بیش از ۷۰ درصد دانش آموزان دچار «اضطراب موقعیتی» شدید هستند. والدین نیز به دلیل فشار روانی خود، توانایی کافی برای آرام سازی فرزندانشان را نداشتند. جو حاکم بر شبکه شاد به جای آموزش، مملو از پرسش های نگران کننده درباره اخبار جنگ بود.با هدف بازگرداندن ثبات عاطفی، طرح «صدای آرامش» را در دو محور اصلی عملیاتی کردم:۱. مشاوره تلفنی فردی: با تدوین یک جدول زمان بندی، با دانش آموزانی که بیشترین آسیب پذیری را داشتند تماس تصویری و صوتی برقرار کردم. در این تماس ها، صرفا نقش شنونده فعال را ایفا کرده و با تکنیک های قصه گویی و همدلی، به آن ها اطمینان دادم که مدرسه و معلم در کنارشان هستند.۲. محتوای تاب آوری در شبکه شاد: کانال های کلاسی را از حالت صرفا آموزشی به محیطی تعاملی و آرام بخش تبدیل کردم. ارسال پادکست های کوتاه با صدای خودم، تمرین های تنفسی در قالب بازی، و پیام های انگیزشی روزانه که بر امید و امنیت تمرکز داشت، به صورت مستمر انجام شد. همچنین محتواهای کوتاهی برای آگاهی بخشی به والدین جهت مدیریت اخبار در خانه تولید و منتشر گردید.پس از گذشت چند ماه از اجرای مداخله، نتایج شگفت آور بود. بازخوردهای دریافتی از والدین نشان دهنده کاهش چشمگیر کابوس های شبانه و افزایش اشتیاق کودکان برای دنبال کردن دروس بود. نرخ مشارکت در شبکه شاد از ۴۰ درصد در اوج بحران، به ۹۰ درصد بازگشت. دانش آموزان در پیام های صوتی خود، از حس امنیت و “دیده شدن” توسط معلم سخن می گفتند. محیط مجازی که پیش تر منبع استرس بود، به پناهگاهی امن برای تخلیه هیجانات و بازیابی روحیه تبدیل شد.این اقدام پژوهی ثابت کرد که در دوران بحران و جنگ، نقش حمایتی و عاطفی معلم بر نقش آموزشی او تقدم دارد. استفاده هوشمندانه از بسترهایی نظیر شبکه شاد و تماس های شخصی، می تواند مرزهای فیزیکی را درنوردیده و تاب آوری روانی دانش آموزان را تقویت کند. پیشنهاد می شود در دوره های ضمن خدمت، مهارت های «کمک های اولیه روانشناختی در بحران» به معلمان آموزش داده شود تا در شرایط مشابه، بتوانند نقش “لنگرگاه آرامش” را برای دانش آموزان ایفا کنند.
نویسندگان
چنور دادخواه
آموزش و پرورش