بررسی تاثیر نقش تکنیک و عوامل فرهنگی در تحول نقوش گیاهی پارچه های دست بافت ایران (از قاجار تا معاصر)
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 140
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RVCONF07_323
تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405
چکیده مقاله:
نقوش گیاهی در هنر نساجی ایران، همواره فراتر از یک عنصر تزئینی، بازتاب دهنده باورهای اسطوره ای، عرفانی و اجتماعی بوده اند. در دوره صفوی، با حمایت شاهان و وجود کارگاه های پیشرفته، نقوش گیاهی با ظرافت و واقع گرایی مثال زدنی بر روی پارچه های زریفت و مخمل نقش می بستند. اما با آغاز دوره قاجار و هم زمانی با انقلاب صنعتی اروپا، ورود منسوجات ماشینی ارزان قیمت و تغییر ذائقه اجتماعی، تحولی بنیادین در این نقوش رخ داد. پژوهش حاضر با رویکردی تازه، به جای تاکید صرف بر عوامل فرهنگی، به بررسی نقش تکنیک بافت به عنوان متغیری مستقل در ساده سازی، انتزاعی شدن و گاه حذف جزئیات نقوش گیاهی پرداخته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و تاریخی بوده و داده ها از منابع کتابخانه ای و مشاهده نمونه های موزه ای (از جمله مخزن میراث فرهنگی و موزه ویکتوریا و آلبرت) گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که کاهش تدریجی «تعداد خانه های نقشه» (واگیره) از حدود ۱۷۰ خانه در دوره صفوی به ۷۰ ۸۰ خانه در قاجار و ۲۰ خانه در پهلوی، مستقیما بر میزان رئالیسم نقوش تاثیر گذاشته است. همچنین تغییر سیستم چله کشی از اطلسی به دارایی، و رواج بافت های لپه باف و پشت کلاف ، طراحان را ناگزیر به تلخیص خطوط و حذف پردازهای رنگی کرده است. در سطح نمادشناختی، نقوش پایدار مانند «سرو»، «بته جقه»، «اسلیمی دورانی» و «طاووس در میان گل و برگ» علی رغم ساده شدگی، توانستند مفاهیم کهن الگویی خود (آزادگی، جاودانگی، زایش ازلی، بهشت انگاری) را حفظ کنند. در دوره معاصر، با وجود افول کارگاه های سنتی، هنرمندانی کوشیده اند با حفظ بن مایه های قدیمی، نقوش را با تکنیک های نیمه مکانیزه تطبیق دهند. نتیجه آنکه سیر تحول نقوش گیاهی در پارچه های دست بافت ایران، حاصل هم کنشی اجتناب ناپذیر «امکان های فنی» و «ضرورت های معنایی» است؛ و افول تدریجی ظرافت فنی، به معنای افول معنا نبوده، بلکه تغییر نشانه شناسانه از بازنمایی طبیعت گرایانه به نمادگرایی انتزاعی بوده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
صبا داودی
کارشناسی ارشد رشته پژوهش هنر دانشگاه سوره
مهران هوشیار
استاد دانشگاه