تحلیل چند متغیره نقش فورس ماژور، تغییر اوضاع و احوال و نظریه hardship در تعادل قراردادها

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 206

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RIGHTSCONF05_333

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

در نظام حقوق قراردادها، تعادل قراردادی یکی از بنیادی ترین مفاهیم برای تضمین کارایی، عدالت و پایداری روابط حقوقی است. با این حال، این تعادل در برابر رخدادهای غیرمترقبه و تغییرات بنیادین محیطی همواره در معرض اختلال قرار دارد. فورس ماژور، تغییر اوضاع و احوال و نظریه هاردشیپ سه سازوکار مهم حقوقی برای مواجهه با این اختلال ها هستند که هر یک، با کارکرد و قلمرو متفاوت، در صیانت از تعادل قراردادها نقش آفرینی می کنند. فورس ماژور عمدتا ناظر به وضعیتی است که اجرای تعهد را ناممکن می سازد و در نتیجه، مسئولیت متعهد را تحت تاثیر قرار می دهد. در مقابل، تغییر اوضاع و احوال و هاردشیپ بیشتر به وضعیتی اشاره دارند که اجرای تعهد ممکن است، اما به گونه ای دشوار، زیان بار یا غیرمنصفانه شده که ادامه اجرای عینا مفاد قرارداد را از منطق اقتصادی و حقوقی اولیه آن دور می کند. از این رو، این سه نهاد را باید نه به عنوان مفاهیم رقیب، بلکه به عنوان ابزارهای مکمل در مدیریت ریسک های قراردادی تحلیل کرد. بررسی تطبیقی نشان می دهد که حقوق ایران، فقه امامیه و حقوق فراملی هر یک به نحوی در پی حفظ توازن میان اصل لزوم قراردادها و ضرورت تعدیل در شرایط استثنایی بوده اند. در این میان، اصولی چون حسن نیت، منع اضرار، قاعده عسر و حرج و انصاف، مبانی مهمی برای پذیرش بازنگری یا تعدیل تعهدات در شرایط خاص فراهم می سازند. مقاله حاضر با رویکردی مروری و تحلیلی، ضمن تبیین مبانی نظری این سه نهاد، نسبت میان آن ها را در تعادل قراردادها بررسی کرده و در نهایت، به ظرفیت های حقوق ایران برای پذیرش راه حل های انعطاف پذیرتر در مواجهه با بحران های قراردادی می پردازد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

شیرین اکبری

گروه حقوق قضایی، واحد بین المللی خرمشهر ، دانشگاه آزاد اسلامی ، خورستان ، ایران