بررسی تطبیقی نقش معلم در نظام آموزشی سنتی و نظام آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_11308
تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405
چکیده مقاله:
نظام آموزشی در طول تاریخ همواره تحت تاثیر تحولات فناورانه، فلسفی و اجتماعی دستخوش دگرگونیهای بنیادین شده است. در این میان، نقش معلم به عنوان محوریترین رکن فرآیند یاددهی-یادگیری، همواره مورد توجه اندیشمندان تعلیم و تربیت بوده است. با ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش، پرسشهای اساسی درباره آینده حرفه معلمی، کارکردهای سنتی آن و چگونگی تعامل انسان و ماشین در کلاس درس، بیش از پیش ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده است. مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، به بررسی وجوه شباهت و تفاوت نقش معلم در نظام آموزشی سنتی (متمرکز بر تعاملات انسانی، انتقال دانش و تربیت اخلاقی) و نظام آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی (با تاکید بر شخصیسازی یادگیری، تحلیل دادههای بزرگ و خودکارسازی فرآیندهای آموزشی) میپردازد. در نظام سنتی، معلم نه تنها منبع اصلی دانش، بلکه الگوی اخلاقی، مرجع عاطفی و ارزیاب ذهنی عملکرد یادگیرنده محسوب میشود. این نقشها مبتنی بر حضور فیزیکی، ارتباط چهره به چهره و قضاوت انسانی شکل میگیرد. در مقابل، در نظام مبتنی بر هوش مصنوعی، معلم به تدریج جای خود را به دستیارهای هوشمند، سیستمهای تطبیقی و پلتفرمهای یادگیری خودگردان میدهد. در این فضا، نقش معلم از «انتقالدهنده دانش» به «تسهیلگر فرآیند یادگیری»، «طراح تجارب آموزشی»، «مامور معنا بخشی به دادههای تحلیلی» و «مدیریت تعاملات انسانی در محیطهای ترکیبی» تغییر مییابد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی نمیتواند به طور کامل جایگزین معلم شود، اما میتواند بسیاری از وظایف تکراری، ارزیابیهای کمی و فرآیندهای شخصیسازی سطحی را بر عهده گیرد. مهمترین تمایز میان دو نظام، در حوزههای هوش عاطفی، تربیت منش، ایجاد انگیزه درونی، مواجهه با موقعیتهای پیشبینینشده و انتقال ارزشهای فرهنگی-اجتماعی است که همچنان نیازمند حضور انسانی معلم میباشند. همچنین، نظام سنتی دچار چالشهایی نظیر یکسانسازی یادگیری، نبود بازخورد لحظهای، وابستگی شدید به حافظه معلم و محدودیت در مدیریت کلاسهای بزرگ است. در مقابل، نظام مبتنی بر هوش مصنوعی با چالشهایی نظیر کاهش تعاملات انسانی، افزایش انزوای اجتماعی، نگرانیهای اخلاقی درباره حریم خصوصی دادهها، خطر جانشینی کامل معلم در نگاههای افراطی و شکاف دیجیتالی میان دانشآموزان روبهروست. مقاله در نهایت با ارائه یک مدل تطبیقی سهسطحی (نقشهای غیرقابلواگذاری، نیمهواگذار و کاملا واگذار به هوش مصنوعی)، چشماندازی واقعبینانه از همزیستی هوشمند معلم و ماشین ترسیم میکند. نتیجه نهایی آن است که آینده آموزش نه بر حذف معلم به دست ماشین، بلکه بر بازتعریف هوشمندانه نقشها، ارتقای سواد دیجیتال معلمان و تمرکز بر کارکردهای منحصرا انسانی تعلیم و تربیت استوار خواهد بود.
کلیدواژه ها:
نقش معلم ، نظام آموزشی سنتی ، هوش مصنوعی در آموزش ، یادگیری شخصیسازیشده ، تربیت اخلاقی ، تعامل انسان و ماشین ، تحلیل تطبیقی.
نویسندگان
زهرا کیانی اجگردی
کارشناسی ارشد روانشناسی ورزشی دانشگاه آزاد خوراسگان
اکرم خسروی
دبیر رسمی اموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری رشته دبیری زبان انگلیسی
بی بی نسرین خادمی
مدرک فوق لیسانس تاریخ دانشگاه آزادواحدبجنورد
طاهره نعمتی
رشته تحصیلی مشاور مدرسه مدرک -فوق لیسانس دانشگاه آزاد قوچان
آسیه ادب
ارشداسیب شناسی ورزشی وحرکات اصلاحی مدیریت اموزش وپرورش