نقش هوش مصنوعی در بهبود فرآیند های تصمیم گیری در سازمان های دولتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF01_11276

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

ورود به عصر دیجیتال و انفجار حجم داده ها، پارادایم های سنتی مدیریت عمومی را که بر پایه شهود مدیران و داده های محدود استوار بودند، منسوخ کرده است. سازمان های دولتی در دهه اخیر با چالش های پیچیده ای نظیر بحران های سیستمی، نیاز به پاسخگویی سریع و تخصیص بهینه منابع روبرو بوده اند (اسلوت، ۲۰۱۹). این پژوهش با هدف واکاوی عمیق نقش هوش مصنوعی (AI) به عنوان یک عامل تغییر دهنده بنیادین در فرآیندهای تصمیم گیری بخش عمومی انجام شده است. با استفاده از روش مطالعه کیفی و تحلیل اسنادی مروری بر ادبیات داخلی و خارجی، نشان داده می شود که هوش مصنوعی از طریق مکانیسم های یادگیری ماشین (Machine Learning)، تحلیل کلان داده ها (Big Data) و الگوریتم های پیش بینانه، امکان گذر از تصمیم گیری های واکنش گرا به تصمیم گیری های پیش دستانه و مبتنی بر شواهد را فراهم می کند (برنشتاین و همکاران، ۲۰۲۰).یافته های این پژوهش حاکی از آن است که هوش مصنوعی در سه بعد اصلی به بهبود کیفیت تصمیم گیری کمک می کند: نخست، افزایش دقت و کاهش خطای انسانی با حذف سوگیری های شناختی و پردازش متغیرهای متعدد همزمان (چن و همکاران، ۲۰۲۱)؛ دوم، سرعت بخشی به فرآیندها از طریق تحلیل لحظه ای داده ها در شرایط بحرانی و عادی (لی و همکاران، ۲۰۲۰)؛ و سوم، شفاف سازی و عدالت از طریق سیستم های قابل توضیح (Explainable AI) که امکان ردیابی منطق تصمیمات را فراهم می کنند (رید و همکاران، ۲۰۲۱). با این حال، پژوهش حاضر نشان می دهد که استقرار این فناوری با چالش های جدی اخلاقی و فنی مواجه است. مهم ترین این چالش ها عبارتند از: سوگیری الگوریتمی که می تواند تبعیض های تاریخی را در داده های آموزشی تقویت کند (بنیامین، ۲۰۱۹)، تهدیدات حریم خصوصی ناشی از جمع آوری گسترده داده های شهروندان (زدین و همکاران، ۲۰۲۰)، و مقاومت فرهنگی* درون سازمان های دولتی سلسله مراتبی (کیم و پارک، ۲۰۲۱).نتایج تحلیل ها بیانگر آن است که هوش مصنوعی نباید به عنوان جایگزین کامل قضاوت انسانی، بلکه باید به عنوان یک «سیستم پشتیبان تصمیم گیری هوشمند» (Intelligent Decision Support System) مورد استفاده قرار گیرد. برای دستیابی به حکمرانی موثر، این پژوهش راهکارهایی را پیشنهاد می دهد که شامل: ایجاد زیرساخت های یکپارچگی داده ای (Data Fabric)، تدوین چارچوب های نظارتی سخت گیرانه برای حسابرسی تبعیض های الگوریتمی، و توسعه سواد دیجیتال کارکنان دولت است (OECD, ۲۰۱۹). در نهایت، نتیجه می گیرد که موفقیت هوش مصنوعی در بخش عمومی، منوط به ایجاد تعادل ظریفی میان «کارایی فنی» و «ارزش های دموکراتیک» نظیر شفافیت، پاسخگویی و عدالت اجتماعی است. نادیده گرفتن ابعاد اخلاقی، می تواند منجر به فرسایش اعتماد عمومی و مشروعیت نهادی شود.

نویسندگان

محمد فضلعلی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی ( گرایش خط و مشی گذاری