طراحی الگوی حکمرانی مشارکتی داده محور در فرآیندهای بازآفرینی شهری: کاربست ظرفیت های پلتفرم های دیجیتال و رسانه های اجتماعی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 126

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICUMUP05_042

تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مشارکت شهروندی یکی از کلیدی ترین مولفه های موفقیت پروژه های بازآفرینی شهری محسوب می شود، اما تجارب ایران نشان می دهد که سازوکارهای سنتی مشارکت (مانند جلسات عمومی، اعلانات جراید و صندوق های پیشنهادات) به دلیل ناکارآمدی در جلب اعتماد، ضعف در پوشش گروه های مختلف و نبود شفافیت، نتوانسته اند نقش موثری در فرآیندهای بازآفرینی ایفا کنند. در سال های اخیر، گسترش پلتفرم های دیجیتال و رسانه های اجتماعی (مانند ایتا، بله، شاد، اینستاگرام و سامانه های نظرسنجی محلی) فرصت های تازه ای برای تحقق «حکمرانی مشارکتی داده محور» فراهم آورده است. این پژوهش با هدف طراحی الگوی حکمرانی مشارکتی مبتنی بر داده های دیجیتال و رسانه های اجتماعی در فرآیند بازآفرینی محلات فرسوده شهری انجام شده است. روش تحقیق، کیفی با راهبرد ترکیبی «تحلیل محتوای اسناد و مصاحبه نیمه ساختیافته» است. جامعه آماری شامل دو بخش است: نخست، اسناد بالادست مرتبط با مشارکت شهروندی و اسناد راهبردی شهرهای هوشمند (داخلی و بین المللی)؛ دوم، ۲۰ نفر از خبرگان شامل مدیران شهری، فعالان مدنی، متخصصان فناوری اطلاعات و شهروندان ساکن در محلات فرسوده تهران، مشهد و تبریز که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که مدل های سنتی مشارکت در ایران با سه شکاف اساسی روبرو هستند: «شکاف اعتماد» (بی اعتمادی شهروندان به نتیجه بخش بودن نظرات خود)، «شکاف دسترسی» (عدم پوشش مناسب گروه های کم درآمد و کم سواد دیجیتال) و «شکاف بازخورد» (نبود مکانیزم مشخص برای اطلاع رسانی سرنوشت پیشنهادات). در مقابل، تحلیل نمونه های موفق بین المللی مانند پلتفرم Decidim در بارسلونا، FixMyStreet در لندن و YourPriorities در ریگا نشان می دهد که استفاده از پلتفرم های دیجیتال می تواند شفافیت، سرعت و فراگیری مشارکت را به طور چشمگیری افزایش دهد. بر این اساس، الگوی «سه بعدی حکمرانی مشارکتی داده محور» طراحی شده است که شامل سه مولفه اصلی است: بعد نخست، «زیرساخت فنی-داده» (شامل سامانه یکپارچه نظرسنجی، داشبورد شفافیت و ابزارهای تحلیل احساسات عمومی)؛ بعد دوم، «مکانیزم های مشارکتی» (شامل بودجه ریزی مشارکتی آنلاین، گروه های حل مسئله مجازی و پلتفرم ایده یابی)؛ بعد سوم، «چارچوب نهادی-قانونی» (شامل ضوابط الزام آور برای بهره گیری از داده های مشارکتی در تصمیم گیری، حریم خصوصی و امنیت اطلاعات). مدل پیشنهادی به صورت دیاگرام گرافیکی «دایره تعامل پویا» ارائه شده است که در آن داده های حاصل از پلتفرم های دیجیتال پس از تحلیل، وارد فرآیند تصمیم گیری شهری شده و نتایج اجرا نیز از طریق همان پلتفرم ها به شهروندان بازخورد داده می شود و بدین ترتیب یک چرخه یادگیرنده و اصلاح شونده شکل می گیرد. نتایج نشان می دهد که استقرار این الگو در محلات فرسوده منتخب می تواند ضمن افزایش نرخ مشارکت شهروندی (از کمتر از ۱۰ درصد در مدل سنتی به بیش از ۴۰ درصد در مدل دیجیتال)، رضایت ساکنان از فرآیند بازآفرینی را تا ۵۰ درصد افزایش دهد. پژوهش حاضر پیشنهادهای عملیاتی برای شهرداری ها، سازمان های بازآفرینی و شرکت های دانش بنیان فعال در حوزه شهر هوشمند ارائه می دهد.

نویسندگان

علی نوردخت شهابی

کارشناس ارشد عمران، دانشگاه آزاد مراغه، تبریز، ایران؛