تبیین چارچوب طراحی شهری حساس به آب (Water Sensitive Urban Design) برای مدیریت پایدار منابع آب و افزایش تاب آوری اقلیمی در شهرهای خشک ایران: رهیافتی تطبیقی-تحلیلی
محل انتشار: پنجمین کنفرانس بین المللی مدیریت شهری و شهرسازی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICUMUP05_012
تاریخ نمایه سازی: 10 خرداد 1405
چکیده مقاله:
ایران در کمربند خشک و نیمه خشک جهان قرار دارد و بحران کم آبی، فرونشست زمین، خشک شدن تالاب ها و وقوع سیلاب های ویرانگر که پارادوکس خشکسالی و سیل نامیده می شود به یکی از بزرگترین چالش های پایداری شهری تبدیل شده است. رویکردهای سنتی مهندسی آب که عمدتا بر «دفع سریع» آب های سطحی و «تامین از منابع دور» متمرکز بوده اند، نه تنها نتوانسته اند امنیت آبی پایدار ایجاد کنند، بلکه با تشدید بی تعادلی در بوم سازگان های آبی و افزایش هزینه های زیرساختی، پیامدهای ناخواسته ای به همراه داشته اند. در مقابل، پارادایم «طراحی شهری حساس به آب» که از دهه ۱۹۹۰ در استرالیا شکل گرفت و اکنون در کشورهایی مانند آلمان، سنگاپور، هلند، ایالات متحده و چین به کار گرفته می شود، رویکردی یکپارچه، چندعملکردی و طبیعت مبنا برای مدیریت چرخه آب در مقیاس محله و شهر ارائه می دهد. این پژوهش با هدف تبیین چارچوب بومی شده WSUD برای شهرهای خشک ایران انجام شده است. روش تحقیق، کیفی با راهبرد ترکیبی «تحلیل محتوای اسناد»، «مطالعه تطبیقی پنج شهر موفق بین المللی» (ملبورن، برلین، سنگاپور، پورتلند و سیدنی) و «مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان» شامل متخصصان آب، شهرسازان، معماران منظر و مدیران شهری از شهرهای تهران، اصفهان، یزد و مشهد است. یافته ها نشان می دهد که مدیریت آب شهری در ایران با هفت آسیب ساختاری عمده مواجه است: (۱) تمرکز صرف بر تامین آب از منابع دور (انتقال بین حوضه ای) و غفلت از مدیریت تقاضا و آب های جایگزین، (۲) جدایی کامل سیستم فاضلاب و جمع آوری آب های سطحی از طراحی شهری، (۳) روسازی های نفوذناپذیر و افزایش رواناب سطحی، (۴) عدم وجود الزامات قانونی برای ذخیره و نفوذ آب باران در مقیاس قطعات و محلات، (۵) ضعف دانش فنی و نهادی در طراحی سیستم های پالایش طبیعی آب، (۶) نابرابری فضایی در دسترسی به زیرساخت های آب و فاضلاب، و (۷) نادیده گرفتن دانش بومی مدیریت آب (قنات، آب انبار، باغچه). مطالعه تطبیقی نمونه های موفق جهانی نشان می دهد که شهرهای پیشرو از اصولی چون «رویکرد یکپارچه چرخه آب» (شامل آب شرب، فاضلاب، آب باران، آب خاکستری و آب زیرزمینی)، «زیرساخت های سبز و آبی چندعملکردی» (بام سبز، روسازی نفوذپذیر، باغ باران، کانال های روباز طبیعی)، «طراحی مبتنی بر حوضه آبریز» و «مشارکت شهروندی در مدیریت محلی آب» بهره می گیرند. در پاسخ، چارچوب «چهاربعدی طراحی شهری حساس به آب بومی» برای شهرهای خشک ایران طراحی شده است که شامل: بعد اول «اکولوژیک-هیدرولوژیک» (مدیریت یکپارچه حوضه، تغذیه مصنوعی آبخوان، بازچرخانی آب خاکستری)؛ بعد دوم «کالبدی-فضایی» (روسازی نفوذپذیر، بام و دیوار سبز، آبنماهای طبیعی، کانال های روباز، ذخیره آب باران در محلات)؛ بعد سوم «نهادی-قانونی» (الزام به رعایت ضریب نفوذپذیری در طرح های تفصیلی، عوارض سبز برای ساختمان های نفوذناپذیر، تشکیل کارگروه آب شهری فرابخشی)؛ و بعد چهارم «اجتماعی-فرهنگی» (آموزش شهروندان، مشارکت در نگهداشت زیرساخت های سبز، احیای دانش بومی قنات و آب انبار). مدل مفهومی «لوتوس آبی» (Blue Lotus) با سه لایه (هسته مرکزی: مدیریت پایدار آب شهری؛ لایه میانی: شش اصل راهبردی؛ لایه بیرونی: ابزارها و سیاست های اجرایی) ترسیم شده است. نتایج نشان می دهد که پیاده سازی این چارچوب در شهرهای خشک ایران می تواند مصرف آب شهری را تا ۳۰ درصد کاهش، نفوذپذیری سطوح شهری را تا ۴۰ درصد افزایش، رواناب سطحی و خطر سیلاب را تا ۵۰ درصد کاهش، و رضایت شهروندان از کیفیت محیط زیست شهری را تا ۴۵ درصد افزایش دهد. این پژوهش پیشنهادهای عملیاتی برای شهرداری ها، وزارت نیرو، سازمان برنامه و بودجه و شوراهای شهر ارائه می دهد.
کلیدواژه ها:
طراحی شهری حساس به آب ، WSUD ، مدیریت پایدار آب شهری ، تاب آوری اقلیمی ، شهرهای خشک ایران ، زیرساخت سبز و آبی ، عدالت فضایی.
نویسندگان
روشن بهادری
دانشجوی دکترا شهرسازی، دانشگاه آزاد تبریز، ایران